hot Su-T50 جنگنده ای برای آینده

سوخو پک فا یک هواپیمای جنگنده نسل پنجم است که توسط شرکت هواپیمایی متحد در روسیه طراحی و ساخته میشود. شرکت سوخو پیمانکار اصلی ساخت این جنگنده است. نمونهٔ آزمایشی این هواپیما که سوخو ت-۵۰  نام دارد، نخستین پرواز آزمایشی خود را در روز ۹ بهمن ۱۳۸۸ (۲۹ ژانویه ۲۰۱۰) با موفقیت انجام داد. تولید این جنگنده در سال ۲۰۱۰ آغاز شده، نخستین نمونههای عملیاتی آن در سال ۲۰۱۳ به نیروهای مسلح روسیه تحویل داده خواهد شد و تولید انبوه آن از سال ۲۰۱۵ آغاز خواهد گشت.
نام پک فا کوتاه شده نام روسی این جنگنده و به معنای «هواپیمای تاکتیکی پیشرفتهٔ آینده» است. این هواپیما با نامهای «سوخو ت-۵۰»، «برنامه-۷۰۱» و »جنگنده-۲۱» نیز شناخته میشود.
Resigzed Image برای مشاهده این تصویر در اندازه واقعی بر روی این نوار کلیک نمایید

جنگنده پک فا پس از ورود به ارتش روسیه، جایگزین جنگندههای میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ خواهد شد. مدل صادراتی این هواپیما نیز در دست ساخت است. نخستین مشتری خارجی این هواپیما نیروی هوایی هند است که در فرایند توسعهٔ مدل صادراتی ت-۵۰ با سوخو همکاری میکند. 
این جنگنده همتراز جنگندهٔ آمریکایی اف-۲۲ و جنگندهٔ آمریکایی-بریتانیایی اف-۳۵ است. طراحان سوخو معتقدند که پک فا از نظر توانایی فنی و صرفهٔ اقتصادی بر رقبای غربی خود برتری خواهد یافت و در بازار جهانی محبوبیت زیادی پیدا خواهد کرد. 
یشینهٔ طرح سوخو پک فا به دوران جنگ سرد باز میگردد. اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، شوروی به دنبال ساخت جایگزینی برای هواپیماهای میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ برای عملیات در خط مقدم نیروی هوایی بود. طرح این هواپیمای جنگنده بین شرکتهای هوافضای شوروی به مناقصه گذارده شد. علیرغم تاخیر ناشی از فروپاشی شوروی و مشکلات اقتصادی روسیه در دهه ۹۰، فرایند پژوهش و توسعهٔ این جنگنده ادامه یافت. در سال ۲۰۰۰ طرح سوخو-۴۷ و میگ ۱٫۴۴ از میان طرحهای پیشنهادی انتخاب شدند، و در سال ۲۰۰۲ شرکت سوخو به عنوان سازنده جنگنده پک فا انتخاب شد. هواپیمای پک فا از فناوریهای نوین بکار رفته در میگ ۱٫۴۴ و سوخو-۴۷ استفاده میکند.
جنگندهٔ پک فا در کلاس هواپیماهای جنگندهٔ سنگین (۳۲-۳۷ تُن) قرار دارد. روسیه برنامه دیگری را برای ساخت جنگنده نسل پنجم کلاس سبک نیز پیش میبرد که جانشینی برای هواپیمای میگ-۳۵ خواهد بود. 
ویژگیهای دقیق جنگنده سوخو پک فا هنوز کاملا روشن نیست و برخی از مشخصات آن در حال حاضر از اسرار نظامی محسوب میگردد. اما پرواز در تمامی ساعات شبانهروز، پرواز طولانی با سرعت مافوق صوت، آلودگی صدایی پایین، رادارگریزی، بهرهگیری از مواد ترکیبی جدید، امکان چندین بار سوختگیری هوایی در طی یک پرواز، استفاده از موشکهای نسل آیندهٔ هوا به هوا، هوا به زمین و هوا به دریا، استفاده از رادار پیشرفته، امکان فرار از تلههای اپتیکی و فروسرخ، بهرهگیری از هوش مصنوعی در پرواز و حمله و سامانههای دفاعی خودکار نمونههایی از امکانات این جنگنده هستند. این هواپیما مجهز به دو دم عمودی است و برخلاف جنگندههای متعارف، تمامی بدنهٔ دم قابل حرکت است.

نمونه آزمایشی جنگنده سوخو ت-۵۰ به یک جفت موتور جت ۱۱۷-اس مجهز است که هرکدام نیروی پیشرانهای برابر ۱۴٫۵ تُن-نیرو تولید میکند. این موتورها نمونه پیشرفتهتر موتورهای بکار رفته در میگ ۱٫۴۴ هستند. نمونه نهایی هواپیمای پک فا به موتورهای جدیدتری با پیشرانه ۱۷٫۵ تُن-نیرو مجهز خواهد شد.
Resigzed Image برای مشاهده این تصویر در اندازه واقعی بر روی این نوار کلیک نمایید


مشخصات عمومی
  • خدمه: ۱
  • طول: ۲۲ متر (۷۲ پا)
  • پهنای بال: ۱۴.۲ متر (۴۶.۵ پا)
  • ارتفاع: ۶/۰۵ متر (۱۹/۸ پا)
  • بال: مساحت ۷۸/۸ متر۲ (۸۴۸/۱ پا)
  • وزن خالی: ۱۸۵۰۰ کیلوگرم (۴۰۷۸۵ پاند)
  • وزن بارگیری: ۲۶۰۰۰ کیلوگرم (۵۷۳۲۰ پاند)
  • بار مفید: ۷۵۰۰ کیلوگرم (بارجنگی) (۱۶۵۳۴ پاند)
  • بیشینه وزن برخاست: ۳۷۰۰۰ کیلوگرم (۸۱۵۷۰ پاند)
  • پیشرانه: ۲× موتور جدید نامگذارینشده تولید انپیاو ساتورن و FNPTSMMPP سالیوت هر یک ۱۷۵ کیلونیوتن
  • بیشینه وزن سوخت: ۱۰۳۰۰ کیلوگرم ۲۲۷۱۱ پاند
عملکرد
  • سرعت بیشینه: ۲۶۰۰ کیلومتر بر ساعت (۲/۴۵ ماخ) (در ارتفاع ۱۷۰۰۰ متری) (۱۶۱۵ مایل بر ساعت (در ارتفاع ۴۵۰۰۰ پایی))
  • سرعت پیمایش: ۱۳۰۰-۱۸۰۰ کیلومتر بر ساعت (۸۰۸-۱۱۱۸ مایل بر ساعت)
  • برد: ۴۰۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر (۲۵۰۰-۳۱۰۰ مایل)
  • سقف پروازی: ۲۰۰۰۰ متر (۶۵۶۱۶ پا)
  • نرخ اوجگیری: ۳۵۰ متر بر ثانیه (۱۱۸۴ پا بر دقیقه)
  • بارگیری بال: ۳۳۰-۴۷۰ کیلو بر متر ۲ (۶۷-۹۶ پاند بر فیت۲)
  • نسبت نیرو به وزن: ۱/۴
  • بیشینه بار جی : +۱۰/۰ - +۱۱/۰ جی
جنگ افزار
  • توپها: ۱×۳۰ میلیمتری جیش-۳۰-۱
  • جایگاهها: ۱۰×داخلی، ۶×خارجی برای
آر-۷۴ام و آر-۷۷ام موشکهای
تجهیزات پروازی
N050()BRLSAFAR/
اولین اخبار پیرامون پروژه پاک فا در اوایل قرن بیست و یکم میلادی درشرایطی منتشر شد که روسها در دو طرح پیشین خود برای دست یابی به یک جنگندهنسل پنجم که بتواند هماوردی برای جنگنده آمریکایی لاکهید F-22 رپتور باشدعملا ناکام مانده بودند.
جنگنده های MIG-29 و SU_27 ساخته شده توسط میکویان و سوخو، برای سالهابدنه اصلی نیروی هوایی شوروی و روسیه فدرال کنونی را تشکیل می دادند اماظهور طرح های جدید غربی برای جنگنده های نسل جدید از اواخر دهه هشتاد وحتی پیش از فروپاشی شوروی این شرکتها را واداشت تا بدنبال جانشینی شایستهبرای ساخته های موفق خود باشند بر همین اساس در ژوئن 1986 پس از تحقیقاتاولیه از سوی دولت، دو مزایده طراحی جنگنده نسل بعدی یکی برای یک جنگندهسنگین موسوم به MFIبه درخواست دیگری برای یک جنگنده سبک ( (LFI ارائه شد.
میکوبان طرح MFI (MIG1.42) را بدست گرفت که اولین و تنها نمونه آن (تحتعنوان 1.44) در 1944 تکمیل گردید اما در شرایطی که تنها دو پرواز آزمایشیپروژه آن هم با تاخیر بسیار در آوریل سال 200 انجام گرفت برنامه متوقفگردید.از سوی دیگر سوخو نیز برای برنامه LFI طرح S-32 را بر اساس سازهاصلی جنگنده های خانواده های خانواده فلانکر در دست تکمیل قرار داد اما ازآنجا که پروژه LFI در اوایل دهه 90 متوقف گردید از آن پس این طرح نیز ازرقبای MFI به شمار می رفت.
سوخو برای این طرح که بعد ها S-37 تغییر نام پیدا کرد (رسما این جنگنده راSU-47 برکوت نیز می نامند) با برگزیدن شیوه نامعمول بالهای پیشگرا پولبیشتری را نیز صرف برنامه نمود این جنگنده هم اگرچه تاکنون بیش از 200پرواز آزمایشی و نمایشی را پشت سر گذاشته اما تنها توانست عنوان اثبات گرفناوری و جنگنده پایه برای تکمیل پاک فا را برای خود دست و پا کند.


در مرحله بعد پس از متوقف خوانده شدن هر دو برنامه پروژه پاک فا از سویسوخو در قالب دو فاز به دولت پیشنهاد شد که شامل یک جنگنده دو موتورهسنگین با توان خروجی 180 کیلو نیوتن و یک جنگنده تک موتوره سبک که قراربود مجهز به موتوری با بیشینه رانشی برابر با +200 کیلو نیوتن باشد میگردید اما نظر وزارت دفاع با توجه به محدودیت های بودجه بر روی جنگنده ایمیان وزن با ترکیبی از خواص هر دو جنگنده قرار داشت.
در نهایت پس از موافقت سوخو، قرار داد اولیه پروژه پاک فا در فوریه سال2002 بسته شد و به دنبال آن طرح پیشنهادی سوخو تا آوریل همان سال موردتایید دولت قرار گرفت تا داستان جنگنده نسل پنجم روسیه رنگی دیگر به خودگرفت.

تهیه اولین طرح ها و بحث و بررسی های اولیه با نیروی هوایی بر سرچگونگی جنگنده نسل بعدی میان سوخو و نیروی هوایی دست کم دو سال به طولانجامید تا سرانجام در اواخر 2004 میلادی اولین طرح های T-50 بر روی کاغذمورد قبول نیروی هوایی روسیه واقع شد و سخنگوی نیروی هوایی روسیه اعلامنمود که پروژه PAK FA وارد مرحله بعدی خود و گسترش پژوهش بر سر ساخت اولینپیش نمونه جنگنده نسل پنجم گردیده.
اگرچه رسما طرح کلی پروژه T-50 در دسامبر 2004 قطعی شده بود اما مجموعانیازها و مفاهیم برنامه همچنان در حال تغییر بود. در ژانویه 2006 ژنرالوالدمیر میخاییلو یکی از فرماندهان نیروی هوایی روسیه درخواست نمود بیشینهسرعت جنگنده که در طرح پیشنهادی 2.15 ماخ پیش بینی شد به 2 ماخ کاهش یابد.در این حالت اگرچه جنگنده پیچیدگی کمتری می یافت اما مشکل اینجا بود کهاین موضوع بر کارایی رزمی نیز تاثیر گذار بود در فاصله کمتر از یک ماه ازاین اظهار نظر مدیر عامل شرکت سوخو میخاییل پوگوسیان تایید کرد که اینموضوع نیاز به انجام بررسی های بیشتر به منظور بهسازی طرح اولیه دارد چراکه می بایست برای تغییر بیشینه سرعت در زمینه ابعاد و وزن جنگنده تغییراتیصورت گیرد.

طرح پاک فا از زمان شکل گیری تا پیاده سازی در چندین نوبت دچار تغییرشد و عملا تا زمان رونمایی از طرح نهایی هیچ کس از ماهیت واقعی ظاهر پاکفا اطلاع نداشت اگرچه هنوز اطلاعات بسیار محدودی در زمینه مراحل طراحی پاکفا منتشر شده ولی امروزه به درستی می توان حدس زد که بسیاری از این طرح هاعملا قابلیت اجرایی نداشتند. زمانی که بحث طراحی اولیه پاک فا پس از اتمامبرنامه های MFI و LFI مطرح گردید اولین نگرش طراحی جنگنده براساس دو طرحپیشین بود که البته در نهایت گرایش بیشتری به سوی طراحی بر پایه طرحاثباتگر فناوری S-37 سوخو بدون بالهای پیشگرا که در ابتدا با بالهای صلیبیشکل و بعد ها با بالهایی با پس گرایی نسبتا کم ارائه گردید قرار داشت اماتقریبا هیچیک از طرح های ارائه شده نتوانست موفقیت لازم را کسب نماید تادر نهایت بر اساس ترکیبی از مزایای هر یک و همچنین نگاهی به طرح جنگندههای سوخو 27 طرح نهایی تهیه گردید.
مراحل طراحی و تکمیل اولین پیش نمونه T-50 تقریبا در سکوت کامل خبری دنبالشد گرچه در سال 2007 چندین عکس گرافیکی از نمای احتمالی پاک فا توسط NPOSaturn انتشار یافت که به ظاهر کنونی سوخوی T-50 بسیار شباهت داشت هرچندتا آن تاریخ نیز هنوز اطلاعات دقیقی در زمینه برنامه در دسترس نبود.

Resigzed Image برای مشاهده این تصویر در اندازه واقعی بر روی این نوار کلیک نمایید

برنامه و بودجه :

تا سال 2005 میلادی 40 درصد از کل هزینه های برنامه بر عهده شرکت سوخوو 40 درصد دیگر نیز توسط شرکتهای پیمانکار تولید کننده تجهیزات جانبی(مانند رادار) تامین میگردید 20 درصد باقی مانده نیز مستقیما توسط وزارتدفاع پرداخت گردیده بود که البته بدنبال افزایش چند نوبته هزینه ها تا سالبعد بخش کوچکی از این بودجه توسط وزارت صنایع و معادن روسیه نیز تامین گردیده.
در سال 2007 به دنبال اظهار تمایل هندوستان برای پیوستن به برنامه جنگندهنسل پنجم روسیه موافقت نامه ای میان طرفین به امضا رسید که براساس گزارشآسیا تایمز میخاییل پوگوسیان اظهار نموده بود که قرار است بودجه برنامهبصورت 50 50 میان روسیه و هند تقسیم گردد که بر این اساس مجموع سهم هر دوسرمایه گذار تا پایان پروژه به 8 تا 10 میلیون دلار بالغ می گردید و ازاین رو هندوستان خواستار مجموعا 250 فروند از جنگنده نهایی پاک فا میگردید که بیشتر آنها می بایست نمونه دو سرنشینه سفارشی مخصوص نیروی هواییهند باشد.

در سال 20010 مشخص شد که صنایع هواپیمایی هند (HAL) سهمی 20 درصدی ازطراحی پاک فا را نیز از آن خود نموده که این سهم شامل سهیم بودن در طراحیکامپیوتر عملیات و تجهیزات ناوبری، نرم افزار های مورد نیاز و نمایشگرهایچند حالته کابین می گردید.
بر اساس برنامه بودجه ای که شرکتهای درگیر پروژه پاک فا به موافقت دولترسانده اند قرار است پاک فا رسما تا 2015 پس از اتمام تمامی آزمایشات واردخدمت گردد هرچند تا همین امروز هم این پروژه تاخیر های زیادی را تجربهنموده است چرا که در ابتدای پیش بینی تکمیل اولین نمونه برای سال 2007 شدهبود که نهایتا تاریخ رسمی پایان 2009 اعلام شد آن هم در شرایطی که الکسیفدروو مدیرعامل شرکت متحد هوانوردی در مورد آماده شدن پیش نمونه پاک فا تاپایان 2009 برای انجام اولین تست های پروازی ابراز تردید نموده بود وسرانجام در اواخر 2009 وزیر دفاع جمهوری فدرال روسیه سرگی ایوانف در طی یکمصاحبه مطبوعاتی اظهار امیدواری کرد که اولین پرواز جنگنده نسل پنجم اینکشور در اوایل سال 2010 میلادی صورت پذیرد به هر شکل ظاهرا سوخو و شرکتهایدرگیر در پروژه با وسواس تمام توانسته اند تا حدودی خود را به برنامه ازپیش تعیین شده برسانند آن هم در شرایطی که بسیاری از پروژه های تولیدجنگنده امروزه به کندی پیش می روند گرچه پاک فا هنوز تا ورود به خدمت راهیدراز در پیش دارد.

طراحی :

پروژه پک فا از بدو شکل گیری به عنوان جایگزین برنامه های ناکام قبلیدر رقابت با برنامه جنگنده های نسل پنجم جدید آمریکا F-35 و بخصوص F-22 پابه میدان رقابت گذاشت در نتیجه بسیاری از هم اکنون در حال تحلیل شانس هایاین طرح جدید در برابر جنگنده های ساخت شرکت لاکهید مارتین آمریکاهستند.اما سوخوی T-50 یا آن طور که ناتو بر آن نام نهاده فایرفاکس(روباهآتشین) چگونه جنگنده ای خواهد بود؟ فایرفاکس جنگنده ایست کشیده تر از F-22رپتور٬ با دهانه بال بزرگتر اما مساحت بال یکسان در عین حال سبکتر٬ وزنخالی T-50 برابر با 18,500 kg اعلام شده یعنی چیزی بیشتر از یک تن سبک تراز وزن خالی اعلام شده برای رپتور بر این اساس پیشبینی می شود از نظرطراحی ظاهر جنگنده از بسیاری نقاط به طرح اولیه رپتور شباهت های بسیاریدارد با این تفاوت که ساختار کلی آن شدیدا از جنگنده های پیشین Su-27نشاتگرفته شده در واقع می توان به نوعی T-50 را یک SU-27 نسل پنجمی دانست. ازنظر کلی می توان گفت که پک فا با جنگنده Su-35S نکات مشترک زیادی داردهرچند در مفهوم پایه ای.

این جنگنده از دو دم عمودی تمام متحرک نسبتا کوتاه (از باباستانداردهای روسی) استفاده می کند (بدون رادر) که در ویدئوی انتشار یافتهاز پرواز جنگنده از نظر کلی بسیار شبیه به شیوه مورد استفاده در رقیبناکام جنگنده رپتور YF-23 دیده می شود لبه حمله متحرک بالها نیز توسعهداده شده که مانند یک کانراد(پیش بال) برای جنگنده عمل می نماید . پیشنمونه ای که در 29 ژانویه پرواز آزمایشی 40 دقیقه ای خود را برای اولینبار پشت سر گذاشت به یک جفت موتور توربوفن بهسازی شده AL-31F مجهز بود ایندر حالیست که از ابتدا قرار بود اولین پروازهای پیش نمونه اولیه با موتورهای 117S ناپو ساترن صورت پذیرد در نتیجه مشخص است که موتورهای جنگندههنوز به بهره برداری نرسیده اند.

گفته می شود پک فا در دو ضمینه مشخصا از رپتور برتر خواهد بود در درجهاول T-50 جنگنده ایست به نسبت چابکتر و دوم آنکه سوخو از هم اکنون مدعیستپک فا توانایی حمل وزن مهمات بیشتری نسبت به رپتور را داراست اما در مقابلآمریکایی ها مدعی هستند که احتمالا ضریب رادار گریزی T-50 به نسبت قابلتوجهی از رپتور پایین تر است هر چند این موضوع چندان هم بدور از واقعیتنیست چرا که اگرچه در بدنه جنگنده روسی عمدتا از کامپوزیت استفاده شده امادر عین حال همچنان در بسیاری نقاط فلز بکار رفته و مشخص نیست که آیا درنمونه نهایی این موارد اصلاح خواهند شد یا خیر بجز این مورد هنوز سوالاتبی پاسخ زیادی وجود دارد همچون ورودی های هوای بزرگ موتور و شکافهای هوایاضافی به سبک جنگنده ها فلانکر به علاوه شکل کاناپی به همراه ردیاب مادونقرمز جلوی کابین از مهمترین مواردی هستند که به راحتی باعث افزایش سطحمقطع راداری جنگنده می گردد این موارد از جمله سوالاتی هستند که هنوزپاسخی به آنها داده نشده.

از نظر جنگ افزاری گفته می شود پک فا دارای 10 جایگاه داخلی و دوجایگاه خارجی جنگ افزار است که بر این اساس خواهد توانست تا 8 فروند موشکراداری فعال R-77 آدر یا دو بمب لیزری 1500 کیلوگرمی (ویا ترکیبی از هردو) را در محفظه داخلی تسلیحات خود حمل نماید این در حالیست که رپتور بهصورت استاندارد می تواند در محفظه داخلی خود 6 فروند موشک میانبرد امرام و2 موشک کوتاه برد سایدوایندر را با خود حمل نماید از این نظر هر دو جنگندهتقریبا در یک مرتبه قرار می گیرند جز آنکه به صورت کلی برد تایید شده آدرنسبت به امرام بیشتر است. بجز موارد ذکر شده تقریبا در باقی موارد T-50 درمقام برابری با F-22 قرار می گیرد به عنوان نمونه هر دو جنگنده از بیشینهبردی برابر با دو هزار کیلومتر و بیشینه سرعتی برابر با 1.8 ماخبرخوردارند از این نظر صحبت در ضمینه قابلیت های دیگر فایر فاکس تا انتشاراطلاعات بیشتر کار آسانی نخواهد بود.

هنوز اطلاعات خاصی از کابین T-50 انتشار نیافته اما بر اساس تصاویرمنتشره این کابین از دو نمایشگر کریستال مایع به ابعاد 22.9 در 30سانتیمتر به همراه یک نمایشگر سربالای IKSh-1M و سه نمایشگر کوچک در اطرافکابین تشکیل گردیده این جنگنده همچنین از یک رادار آرایه فازی با ماهیتینامشخص و برد احتمالی جستجو و رهگیری 350 تا 400 کیلومتر استفاده خواهدنمود که انتظار می رود اولین نمونه تکمیلی آن در اواخر سال 2010 میلادیآماده یکپارچه سازی با پک فا گردد.

در هر حال اگر چه سوخو امید بسیاری دارد که جنگنده خود را برای 2015 بهتولید برساند اما این دیدگاه را می توان بسیار خوشبینانه در نظر گرفت چراکه به عنوان نمونه اولین نمونه آزمایشی جنگنده آمریکایی F-22 در 1990 صورتگرفت و دست کم 15 سال برای تکمیل تا ورود به خدمت آن در سال 2005 فاصلهافتاد و این در حالیست که بسیاری از ملزومات جنگنده روسی همچون موتور ورادار آماده یکپارچه سازی با جنگنده برای آزمایشات پروازی و زمینینیستند.بهر شکل کمی دیرتر یا زودتر پک فا نوید دور جدیدی از رقابت هایفناوری میان روسیه و غرب با محوریت آمریکاست که می تواند چرخ های بسیاریاز شرکت هایی را که در گل های رکود اقتصادی در حال متوقف شدن هستند را بهحرکت در آورد.

آینده برنامه

سوخو برنامه دارد دست کم 5 پیش نمونه از فایرفاکس را برای آزمایشاتتکمیلی تولید نماید.هرچند رسما اعلام شده که تا 2013 فایرفاکس آماده ورودبه خدمت خواهد بود اما در حقیقت روسها امیدوارند که بتوانند پاک فا را تاسال 2015 برای ورود به خدمت و تولید انبوه آماده نمایند و نیروی هواییروسیه نیز در نظر دارد تا تعداد 200 فروند نمونه تک سرنشینه و 50 فروندنمونه دو سرنشینه آموزشی خریداری نماید اما هنوز مشخص نیست که آیا نیرویهوایی روسیه بودجه کافی برای خریداری این تعداد جنگنده در یک فاصله زمانیکوتاه خواهد داشت یا خیر بخصوص که قیمت هر فروند پاک فا امروزه چیزی درحدود 100 میلیون دلار برآورد شده که دست کم دو برابر جنگنده MIG-29K تولید2009 بحساب می آید.

از سوی دیگر هندوستان برخلاف روسیه تاکید بیشتری بر روی نمونه دوسرنشینه پاک فا به عنوان یک جنگنده ضربتی چند منظوره دارد از این روخواهان 200 فروند گونه دو سرنشینه و تنها 50 فروند گونه تک سرنشینه استالبته بر اساس اظهارات اعلام شده گونه دو سرنشینه ضربتی پاک فا زودتر ازسال 2017 به تولید نخواهد رسید در هر شکل T-50 یا هر آنچه پس از این نامخواهد گرفت شروعی ست جدید در بازارهای جنگ افزار جهانی که روسیه امیدواراست با توجه به هزینه های پایین تر آن نسبت به رقیب غربی صادراتیش F-35 وهمچنین توانایی اعلام شده بالاتر آن شانس بیشتری برای یافتن مشتری داشتهباشد از سوی دیگر روسیه نگاهی نیز به مشتریان قدیمی جنگنده های قبلی خوددارد تا بلکه پیشاپیش بازاری مطمئن برای این جنگنده نسل پنجمی فراهم آوردبا تمام این موارد هنوز بسیار زود است تا هر نوع نظری قطعی در باب پاک فاT-50 پیش از افشا شدن اطلاعات بیشتر و یا حضور در نمایشگاه های هواییارائه کرد.

پی نوشت:پک فا (PAK FA) مخفف انگلیسی هواپیمای تاکتیکی پیشرفتهٔ آینده می باشد.



------------------------------------------------------------------------------

جدول مشخصات T-50 PAK FA

20 متر طول

6.05 متر ارتفاع

78.8 مترمربع مساحت بال

18500 کیلوگرم وزن خالی

26000 کیلوگرم بیشینه وزن

2.45 ماخ بیشینه سرعت

4000 تا 5000 برد

350 متر بر ثانیه سرعت اوج گیر

+ نوشته شده توسط siavash در 2011/1/13 و ساعت 12:0 PM |
اولين هواپيمايي است كه براي پشتيباني هوايي نزديك نيروي زميني طراحي شده است.اين هواپيما داراي دو موتور جت مي باشد كه عليه اهداف زميني كه شامل تانك ها و ديگر ادوات زرهي مورد استفاده قرار مي گيرد.a-10 مشخصا به عنوان يك هواپيماي پشتيبان هوايي و عمدتا از نظر قابليت تعمير و نگهداري در طراحي مورد توجه قرار گرفته است.طبق اسناد و مدارك موجود درخصوص طراحي هواپيماي a-10 نيروي هوايي ايالات متحده از ابتدا بر روي مواردي چون محموله ي قابل حمل قابليت پرواز در ارتفاع كم قابليت گشت زني بر روي هدف و تامين برد مورد نياز قابليت مانور با سرعت كم و برخورداري هواپيما از سلاح هاي دقيق تاكيد نموده است.اين هواپيما به جهت داشتن قابليت هاي خاص قادر است در هر موقعيتي و هر شرايط اب و هوايي در سراسر دنيا خدمت نمايد و با استفاده از پايگاه هاي فاقد تجهيزات و با حداقل امكانات لازم عمليات محلوله را انجام مي دهد.از ويژگي هاي شاخص ان مي توان به پوشش تيتانيومي كابين خلبان مجهز بودن به سيستم هاي كنترل پرواز مضاعف و همچنين دارا بودن بالك هاي سوخت تفكيك شده از يكديگر كنترل هاي پروازي دستي بالك هاي سوخت پر شده از فوم هاي مخصوص و برخورداري از سازه ي قوي اشاره نمود كه همه ي موارد مذكو در هواپيماي a-10 اين قابليت را ايجاد كرده است كه در صورت صدمه ديدن بتواند به پايگاه برگردد.همچنين اين هواپيما به دليل سادگي در طراحي سهولت دسترسي به تجهيزات داخلي دارا بودن قابليت تعمير و نگهداري سريع و مناسب نه تنها براي پايگاه هاي فاقد تجهيزات بلكه براي پايگاه هاي پيشرفته نيز ترجيح داده شده است



در سرعت ها و ارتفاع كم داراي قابليت مانور بسيار خوبي بوده و همچنين از تسحيلات بسيار دقيقي نيز برخوردار مي باشد.اين هواپيما قادر است در اتفاع كمتر از 1000 پاي (303 متري ) و شعاع ديد 75 مايلي (2/4 كيلومتري ) ضمن گشت زني بر روي اهداف مورد نظر انهارا شناسايي و هدف قرا مي دهد.



ماموريت اصلي اين هواپيما پشتيباني رزمي هوايي نزديك نيروي زميني خودي به صورت شبانه روزي بوده و همچنين اين هواپيما قادر به ايجاد هماهنگي لازم با نيروهاي هوايي جهت انجام عمليات مشترك پشتيباني از نيروي زميني خودي و نيز پشتيباني از عمليات نيروهاي ويژه خودي مي باشد.اين هواپيما به نوعي در عمليات ها نقش بازدارندگي طرف مقابل از ادامه ي عمليات را ايفا مي كند.ماموريت هاي ذكر شده ممكن است در مناطق كم خطر و يا خطرناك روي دهند.هواپيماي تهاجمي a-10 بسيار گسرده بوده و از طرفي نيز اين هواپيما داراي قابليت نشست و برخاست كوتاه نيز مي باشد بنابراين قادر است ماموريت محموله را در نزديكي خطوط مقدم عملياتي به نحو بسيار مطلوبي انجام دهد



موتورها در داخل محفظه اي قرار گرفتند كه هر يك از انها به صورت مستقل به روي يك پايه نگهدارنده وصل شده اند.پايه هاي مذكور نيز به نوبه ي خود در نقطه اي بالاتر از امتداد محل قرار گرفتن بالها و بر روي بدنه نصب گرديده اند.همچنين دو عدد سكان عمودي بر روي نوك خارجي سكان افقي .ارابه هاي فرود شامل سه چرخ مي باشد كه عمل جمع شدن انها به سمت جلو انجام مي شود به طوري كه چرخ دماغه به طور كامل در داخل بدنه و نزديك دماغه جمع مي شود و دو چرخ اصلي نيز در داخل قسمتي از زير بال كه به شكل ايروديناميكي طراحي شده اند قرار مي گيرند و مجهز به يك توپ 30 ميليمتري 49 E 6 AA مي باشد كه در قسمت جلوي بدنه و زير دماغه ي هواپيما نصب شده است.تجهيزات اويونيك شامل سامانه هاي ارتباطي و ناوبري اينرسيايي كنترل اتش و تجهيزات ديد در شب مي باشد.سامانه هاي مربوط به سلاح نيز شامل دو نمايشگر سربالا كه سرعت ارتفاع و زاويه ي شيرجه برروي شيشه ي مقابل خلبان را نشان مي هد.اين جگنده ي تهاجمي همچنين به جهت مقابله با تهديد هاي موشك هاي سطح به هوا مجهز به سامانه ي پادكار الكترونيكي مادون قرمز مي باشد.توپ سي ميليمتري مستقر در زير دماغه ي A-10 قادر است 3900 تير در دقيقه به سوي اهداف خود از جمله تانك ها شليك مي كند. اين هواپيما همچنين قابليت حمل موشك هاي هوا به هواي AIM 9 SIDEWINDER و هوا به سطح AGM 65 MAVERICK را دارد و براي حمله به اهداف مورد نظر در تاريكي مجهز به سامانه تصويري 3 ديد در شب مي باشد.



به طور كلي چون شعاع عملياتي



همچنين خلبانان براي انجام ماموريتشان در تاريكي شب از عينك هاي ويژه ي ديد در شب استفاده مي كنند.



اين هواپيماي تهاجمي يك نفره داراي كابين فشرده و از نوع بال زير است.



اين هواپيما در انتهاي بدن خود داراي دو موتور توربوفن از نوع



A-10 FAIRCHAILD REPUBLIC CO TF GE GENERAL ELECTRIC 



كابين خلبان يك سرنشين بوده و داراي يك كاناپي بزرگ مي باشدكه شرايط ديد مطلوب را براي خلبانان در همه ي جهات فراهم مي سازدهمچنين كابين به طوري طراحي شده است كه جلوتر از بالها قرار دارد.قسمت هايي از كابين خلبان به جهت محافظت از وي و همچنين حفاظت از سامانه هاي كنترل پرواز از تيتانيوم ساخته شده است.پوشش زرهي ايجاد شده در قسمت هاي حساس هواپيما مي تواند ان را در مقابل سلاح هاي پرتابي و انفجاري 23 ميليمتري از سمت دشمن در امان نگه دارد.اين هواپيما در قسمت كنترل پرواز علاوه بر اينكه به سامانه هاي كنترل پرواز هيدروليك مجهز مي باشد از سامانه هاي دستي در كنترل پرواز نيز برخوردار است.بنابراين خلبان قادر خواهد بود در صورت اصابت قرار گرفتن هواپيما و احتمالا از دست رفتن كنترل پرواز هيدروليك بتواند هواپيما را بصورت دستي هدايت نمايد و به گونه اي طراحي شده است كه به سهولت در سرويس و تعمير و نگهداري درمناطق نزديك منطقه ي عملياتي را ممكن ساخته است و بخش هايي از قسمت هاي هواپيما شامل موتورها ارابه هاي فروداصلي و سكان عمودي را مي توان در همان منطقه تعويض نمود.اولين نمونه از اين جنگنده درماه اكتبر سال 1975 به نيروي هوايي ايالات متحده تحويل گرديد و ماموريت اصلي اين هواپيما پشتيباني نزديك هوايي و قابليت گشت زني طولاني بر روي اهداف مورد نظر تعيين گرديد.



عمر خدمتي هواپيما از ابتدا حدود 8000 ساعت تعيين شده بود كه طبق بازنگري انجام شده اخير تا 24000 ساعت افزايش داده شده است.شايان ذكر است ايالات متحده ي امريكا از اين هواپيما در عمليات طوفان صحرا در جنگ خليج فارس و جنگ اخير عراق استفاده نموده است.



مشخصات هواپيماي



ماموريت اصلي :پشتيباني نزديك هوايي



سازنده:



پيشرانه: دو موتور توربوفن 100



رانش: ه موتور 9065 پاوند (4111 كيلوگرم)



طول هواپيما:53 فوت و 4 اينچ ( 16/16 )



بلندي: 14 فوت و 8 اينچ (4/42 )



فاصله ي بين دو نوك بال: 57 فوت و 6 اينچ (17/42 )هر سه بر حسب متر



سرعت: 420 مايل در ساعت (672 كيل.متر در ساعت)



سقف پرواز:45000 پا(13/636)



حداكثر وزن هنگام برخاستن:51000 پاوند (22950 كيلوگرم)



برد:800 مايل (695 ناتيكال مال)



تعداد خدمه: تك سرنشين

+ نوشته شده توسط siavash در 2011/1/2 و ساعت 8:42 PM |


F-22 جنگنده ی نامرئی! 

تاریخچه 
در سال 1981 نیروی هوایی آمریکا تحت پروژه ای به نام ATF اعلام کرد نیاز به هواپیمایی با مشخصات قابلیت پنهانکاری قدرت مانور بالا پرواز سوپر کروز و قابلیت نشست و برخاست از باند های کوتاه برای جایگزینی با F-15 نیاز دارد و همین دلیل باعث شد تا در سال 1983 نیروی هوایی آمریکا به شرکت های بزرگ هواپیما سازی آن دوران (لاکهید مارتین مک دانل داگلاس بویینگ داینامکس گرومن و راکول نورثروپ) پیشنهاد ساخت همچین هواپیمایی را بدهد. 
شرکت لاکهید ابتدا در این اندیشه بود تا با تغییراتی در هواپیمای YF-12 می دهد آن را با مشخصاتی که نیروی هوایی آمریکا داده است نزدیک کند اما طرح YF-12 لاکهید در بین طرح ها دیگر رتبه آخر را کسب کرد.این امر باعث شد تا شرکت لاکهید به فکر ساخت یک هواپیما بر پایه F-117 بیافتد تا با تغییراتی همچون انحنا دادن به بدنه (همانطور که می دانید در طراحی بدنه F-117 هیچ گونه انحنایی وجود ندارد) بتواند نیاز نیروی هوایی آمریکا را برطرف سازد. 
در این حین شرکت های دیگر نیز داشتن بر روی طرح های خود کار می کردند.طرح شرکت بویینگ یک هواپیما با دم v شکل برای بهبود پنهانکاری و کاهش وزن هواپیما به وسیله کامپوزیت هایی که در بدنه هواپیما به کار برده بود.از طرف دیگر شرکت جنرال داینامکس نیز طرح هواپیما بدون دم را ارائه داد که یک دم عمودی کوچک و بالی با لبه های حمله دندان اره ای بود. 
Resigzed Imageبرای مشاهده این تصویر در اندازه واقعی بر روی این نوار کلیک نمایید
با نزدیک شدن روز تصمیم گیری نیروی هوایی آمریکا به شرکت ها اعلام کرد تا با هم همکاری کنند و شرکت لاکهید بویینگ جنرال داینامکس با هم شرکت های مک دانل داگلاس و نورثروب و شرکت های گرومن و راکول نیز با هم همکاری می کردند. 
سرانجام در 28 جولای 1986 شرکت ها طرح های اولیه خود را به نیروی هوایی آمریکا ارائه دادند تا برنده مناقصه 691 میلیون دلاری بشوند. 
نیروی هوایی آمریکا سرانجام شرکت لاکهید با طرح yf-22 و نورثروپ yf-23 را برنده مناقصه اعلام کرد و شرکت ها در حال ساخت مدل اولیه خود بودند. 
اما مشکلی که هر دو این هواپیما ها داشتند نمی توانستند پرواز سوپر کروز انجام بدهند و قابلیت نشست و برخاست از باندهای کوتاه را نداشتند.اما با برداشتن شرط نشست و برخاست از باند های کوتاه مهندسان لاکهید توانستند با تغییراتی که در عقب هواپیما ایجاد کند آن را به پرواز سوپر کروز برساند. 
سرانجام پس از یک دهه تلاش در سال 1990 نیروی هوایی آمریکا طرح f-22(yf-23 را به طرح yf-23 ترجیح داد و دلیل این امر قدرت مانور بالا طراحی بهتر محفظه های داخلی تسلیحات در f-22 بود البته yf-23 نورثروب قابلیت پنهانکاری بالاتر نسبت به f-22 داشت. 
اولین نمونه f-22 در سال در آوریل 1997 وارد خدمت شد اما بدلیل مشکلات فراوان که بر سر راه آن بود همچ.ن حذف بودجه آن بوسیله دولت آمریکا خدمت آن به تعویق افتاد و در سال 2005 وارد خدمت شد. 
همچنین در سال 2002 با تغییراتی که بر روی آن انجام دادند توانستند آن را به هواپیمایی چند منظوره تبدیل کنند که قابلیت حمله به اهداف زمینی به وسیله بمب های jdam و gbu را داشته باشد و به f-22a لقب گرفت. 
در حال حاضر نیرو هوایی آمریکا 550 تا 750 f-22 احتیاج دارد که به دلیل مشکلات مالی فقط بودجه خرید 276 فروند f-22 تصویب شد که به احتمال زیاد به دلیل قیمت گران f-22 (120میلیون 189 فروند به نیروی هوایی آمریکا فرستاده می شود. 

و اما خود f-22 
همانگونه که می دانید برای به کار افتادن یک وسیله اجزای بسیاری به هم کمک می کنند یکی از اجزای اصلی موتور است و f-22 با دو موتور توربوفن f-119-pw100 نیروی پیشران خود را تامین می کند.این موتور ها به f-22 این قابلیت را می دهد تا پرواز سوپر کروز(پرواز فراصوت بدون استفاده ازر پس سوز )انجام دهد این امر باعث می شود تا توسط رادارها دشمن دیده نشود و سوخت کمتری مصرف کند(هواپیما ها برای رسیدن به سرعت صوت از پس سوز استفاده می کنند و این امر باعث می شود سوخت چند برابری مصرف شود) و به سرعت صوت پرواز کند.همچنین f-22 مس تواند تا دو برابر سرعت صوت پرواز کند و تا 18 کیلومتر بالا برود. 
رادار an-apg-77 قابلیت شناسایی اهداف را تا 280 کیلومتری در تمام شرایط جوی دارد و می تواند اهداف زمینی را با دو بمب 1000 پاوندی jdam و 8 بمب gbu-39 و برای نابود کردن اهداف هوایی از 2 موشک گرمایاب aim-9(به دنبال گرمایی که از موتور منتشر می شود میرود) و 6 موشک راداری aim-120c که دارای بردی در حدود 32 کیلومتر است استفاده کند. 
اف 22 از 8 پایلون داخلی و 4 پایلون خارجی بهره می برد که می تواند 12 از نوع از تسلیحات مختلف هوا به هوا و هوا به زمین را بر روی آنها لود کند و راهی ماموریت شود. 
بدون شک می توان گفت f-22 از بهترین هواپیماهای قرن بیست و یکم است که تا کنون ساخته شده است اما تنها عامل نگرانی آمریکا وجود هواپیما mig-31 موشک های سطح به هوا s-300 s-400 است که به راحتی می توانند این هواپیما را شناسایی و نابود کنند و در غیر این صورت دیگر وسیله پرنده ای حریف f-22 نمی شود. 
البته قابل ذکر است که f-22 در هیچ جنگ واقعی شرکت نکرده است که کارایی آن در میادین واقعی نبرد اثبات شود اما در یک درگیری شبیه سازی شده دو f-22 به راحتی توانستند 8 اف 15 را از صحنه نبرد محو کنند. 

Resigzed Imageبرای مشاهده این تصویر در اندازه واقعی بر روی این نوار کلیک نمایید

مشکلات بر سر راه F-22 
1.در 10 آپریل 2006 حادثه ای برای F-22 رخ می دهد گرفتار شدن خلبان f-22 در کاکپیت خلبان پس از چک کردن تمام دستگاه و تمام راه حل ها برای باز شدن کاناپی موفق به این کار نمی شود و این امر باعث می شود تا کاناپی را برش دهند و خلبان را خارج کنند این حادثه باعث شد تا usaf نگران شود و دوباره این سیستم را بازسازی کند که دیگر از این مشکلات رخ ندهد. 
2.مشکلی دیگر بر سر راه f-22 داغ شدن موتور روشن آن بر روی زمین(standby)در جاهای گرمسیر است که f-22 در شهرهای گرمی مانند افغانستان و عراق که دمایی بالاتر از 49 درجه سیلیوس دارند نمی تواند 44 دقیقه بیشتر تحمل کند و باعث از کار افتادن دستگاه های الکتریکی f-22 می شوند. 
3. ایجاد بحران مالی برای f-22 شرکت لاکهید را به این فکر برده است تا مشتری خارجی جذب کند اما دولت آمریکا هیچ تمایلی برای فروش به کشورهای دیگر ندارد اما شرکت سازنده یعنی لاکهید اجازه دارد تا محصول خود را به کشور های دیگر بفروشد هم اکنون کره جنوبی و ژاپن مشتریان f-22 هستند. 
این کار شرکت لاکهید مانند فروش f-14 به ایران بود تا شرکت گرومن از ورشکستگی با پولی که از خرید آنها از ایران می گیرد جلوگیری کند البته به نفع ایران هم شد

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/12/5 و ساعت 7:45 PM |

بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هواپیمای جنگی شفق توانایی بالای خود را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد.

در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی زدند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طراحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند.

آذرخش

در واقع همان گونه که سایت اینترنتی روسین دیفنس نوشته بود، ایران با طراحی و ساخت این جنگنده و نمایش آن همه را شگفت زده کرد. با ساخت این جنگنده صنایع هوایی ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافته است. این سایت اینترنتی همچنین در مورد این هواپیما می نویسد شفق از موتور روسی RD-33 کلیموف استفاده می کند و از کابین پیشرفته ایی مجهز به سامانه های نمایشگر رنگی ساخت روسیه استفاده می برد. این نمایشگرها را می توان قابل مقایسه با نمایشگرهای چند کاره و رنگی مورد استفاده در هواپیمای جنگی F/A-22 آمریکا دانست. این سایت شفق را با طرح هواپیمای MiG I-2000 روسیه قابل مقایسه دانسته است.

از ویژگی های شفق میتوان به طراحی ویژه و آیرودینامیک تحسین برانگیز آن اشاره کرد. از شکل و شمایل هواپیما و همچنین ورودیهای هوای موتور آشکار است که طراحان تلاش بسیاری به خرج داده اند تا بازتابش راداری هواپیما را به کمترین حد ممکن برسانند تا امکان کشف و رهگیری آن دشوارتر باشد. در واقع می توان شفق را اولین هواپیمای جنگی استیلث ایرانی به حساب آورد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد.

احتمالا طراحان با آینده نگری امکان استفاده از موشکهای هدایت شونده روسی را مد نظر داشته اند. ایران گفتگوهایی را برای تولید موتور پیشرفته روسی به نام RD-33 انجام داده است و گویا گفتگو هایی نیز در زمینه تولید تحت امتیاز نمایشگرهای چند منظوره ساخت روسیه در جریان است. این هواپیما که اولین نمونه آن سال قبل ساخته شد، قرار است که دو سال دیگر، با نقش نظامی یا آموزشی، وارد خدمت نیروی هوایی شود. به هر روی شفق گام تحسین برانگیزی در صنایع هوایی ایران به حساب آمده و طراحی و ساخت آن موجب افتخار و سربلندی ایرانیان است.

 

همزمان با به پایان آمدن کار آزمایش سه جنگنده جدید ایرانی، یعنی هواپیماهای شفق، صاعقه و آذرخش، ایرانیان نیز به این باور رسیدند که تنها علم غربی نیست که می تواند برتر باشد، بلکه می شود به قول بزرگان، ایرانی، می تواند و برای نخستین بار در منطقه ایران این کار را انجام داد.

پس از استقبال شما خوانندگان عزیز از مقاله مربوط به هواپیمای شفق، بر آن شدم که مقاله ای را نیز به طور مشترک، به پرداختن به بررسی هواپیماهای صاعقه و آذرخش اختصاص دهم. از سال ها پیش، طرح هواپیمایی به نام اوج در کار بود که البته این طرح ادامه نیافت. اما با پیگیری مسئولان، در آذر سال 1379، سرتیپ علی اکبر شوقی، رئیس دانشگاه شهید ستاری، اعلام کرد که هواپیمای جدیدی که با نام صاعقه در راه است، در سال 1382، اولین پرواز های آزمایشی خود را به انجام خواهد رساند.

در تابستان سال 1383، صدا و سیما، تصاویر و فیلم های ویدیویی این هواپیمای جدید را با توضیحات کامل نمایش داده و بدین گونه بود که این هواپیما به ایرانیان معرفی گردید. در این هواپیما، از بدنه هواپیمای اف-5 آمریکایی، به دلیل طراحی خوب و قدرت مانور بالای آن الهام گرفته شده است. تفاوت اساسی ظاهری این هواپیما با اف-5، وجود دو سکان عمودی V شکل می باشد که برای ایجاد توانایی لازم برای مانور پذیری بهتر جنگنده صورت گرفته است. هواپیمای جنگنده صاعقه در حقیقت یک نمونه 10تا 15 درصد بزرگتر شده هواپیماهای اف-5 با سکانهای عمودی پروانه ای به منظور افزایش مانورپذیری و کاهش سطح مقطع راداری با سیستم های الکترونیک و موتورهای روسی می باشد.

اف 5

پیشرانه این هواپیما دو دستگاه موتور RD-33 می باشد که از موتورهای هواپیمای اف-5 بسیار قدرتمندتر بوده امکان پرواز تا سرعتهای 5/1تا 8/1 ماخ را به این هواپیما می دهد. رادار این هواپیما از نوع N019-ME که در ایران بهسازی شده تا کارایی آن بر ضد اهداف زمینی افزایش یابد. بیشترین وزن محموله این هواپیما 4,400 کیلوگرم و وزن خالی این هواپیما 8,000 کیلوگرم و بیشترین وزن برخاست این هواپیما 15,000 تا 18,000 کیلوگرم بوده و بردی در حدود 600 کیلومتر را داراست. این هواپیما، برای اولین بار، در طی سفر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای به همدان پروازی آزمایشی را با موفقیت تمام به انجام رساند.

اما هواپیمای آذرخش را می توان یک جنگنده اف-5 دانست که در آن مساحت بال ها تا حدودی افزایش یافته و موتورها و اویونیک آن با نمونه های جدیدتر روسی تعویض گشته است. مشهود ترین تفاوت این هواپیما با جنگنده اف-5، ورودی موتورهای به وضوح بزرگتر آن است که در نتیجه نصب موتور قدرتمند تر و نیاز به ورودی هوای بزرگتر حاصل آمده است.

نظر شخصی بنده در مورد جنگنده ساخت ایران چنین عنوان می کنم که با توجه به این که حتی شرایط تا حدودی در کشور های مجاور منطقه مانند ترکیه یا عربستان بهتر نیز هست، این کشورها از خود هیچ گونه توانایی را حتی برای اصلاح جنگنده های خارجی از خود نشان نداده اند. همین موضوع، برتری ایران مشخص می سازد چرا که ایران حتی با وجود تحریم های اقتصادی فراوان، قادر به طراحی و ساخت دو جنگنده مستقل و اصلاح یک نمونه خارجی شده است.

اف 22

این سایت اغراق های برخی که اعلام می کنند که این هواپیما ها حتی هواپیماهای غربی چون جنگنده F/A-22 را مغلوب می سازند را به طور کامل رد می نماید. چون اگر واقع گرا باشیم، ایران یک کشور در حال توسعه است و نمی توان از او انتظار ساخت چنین جنگنده هایی را در وهله اول داشت، بلکه به تدریج باید به این اهداف دست پیدا کرد. در این اوضاع طراحی و ساخت چنین جنگنده هایی، با توانایی های نسبتاً خوب و قابل قبول، خود افتخار بزرگی محسوب می شود که کشورهای دیگر منطقه، ناتوانی خود را در برابر انجام چنین امور پراهمیتی، به وضوح نشان داده اند.

 

منبع: میلیتاری

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/26 و ساعت 3:12 PM |

b3 بمب افکن جدیددر شرایطی كه هوز جنگنده های نسل پنجم به طور كامل وارد خدمت نشده اند نیروی هوایی آمریكا پروژه پژوهشی را شروع كرده برای بررسی طزاحی بمب افكن نسل هفتم B.3 این بمب افكن قرار است برای سالهای 2035 وارد میدان شود شاید هم تا 2050 طول بكشد این نوید آینده ای حولناك است چون پیشبینی بمب افكنی برای دونسل آینده نوید دهنده ی رشد سریع تكنولوژیست این بمب افكن قرار است بتواند هم با سرنشین و هم بدون سرنشین پرواز كند كامپیوتر ماموریت آن باید بسیار باهوش باشد تا بتواند در برابر خطرات احتمالی از خود واكنش نشان دهد این هواپیما به معنای واقعی ضد رادار است در ضمن سرعت پیمایشی آن هم بیش از 2.7 ماخ و تا 10 ماخ است(B.2 كه اكنون فعال است سرعتش زیر سرعت صوت است) قرار است B.3 بتواند به هرنقطه ای از جهان در كمتر از سه ساعت و بدون سوختگیری هوایی برسد.
و اما نیاز های استراتژیك ببینید آمریكا بیشترین بار مسولیت بمب افكنهایش بعهده ی بمب افكن های فوق سنگین B.52 است كه با وجودی كه ضد رادار نیست اما بیشترین میزان محموله را میتواند حمل كند برای ماموریت هایی كه نیاز به سرعت عمل و پنهانكاری دارند از B.1 استفاده می كند و در ماموریت های ویژه از B.2 باید توجه كنید نگهداری بمب افكنها بسیار هنگفت وهزینه بر است به طور مثال امسال در بودجه نیروی هوایی آمریكا قرار است.

بمب افكن های سبك F.117 را بازنشسته و از رده خارج كنند چون با وجود ارزش ضد راداریشان نگهداری آنها نمیصرفد و یا آمریكا كلا 20 فروند بمب افكن B.2 سفارش داد(هركدام 2 میلیارد دلار) ولی هزینه كمر شكن پرواز آن(هر پرواز در حدود 1 میلیون دلار) باعث شد اكنون بیش از 12 فروند فعال نباشد كه آن هم تا حداكثر 2020 فعال خواهد بود بمب افكنهای B.52 با وجودی كه بیش از 50 سال عمر دارند هنوز بصرفه ترین گزینه برای نیروی هوایی بشمار می آیند و گفته می شود تا 2050 هم در خدمت خواهند بود.


http://www.fantastic-plastic.com/B-3-BomberPhoto.jpg




امكان زیادی دارد B.1 ها هم تا 2050 در خدمت باقی بمانند اما بمب افكنهای B.2 باوجودی كه پیشرفته تر  هستند بزودی از رده خارج خواهند شد بنا بر این نیروی هوای تا سال 2030 الا 2050 نیاز به جایگزینی بمب افكنهایش با یك بمب افكن فوق مدرن كه در عین كارامدی كم هزینه بوده و بتواند هم با خلبان و هم بدون خلبان پرواز كند و بدون محدودیت به هرجا برود. دیگر بحثی كه در مورد این بمب افكن مطرح است امكان هوا فضا پیما بودن آن است یعنی بتواند همچون شاتل ها از جو خارج شود كه در این صورت اولین فضاپیمای مسلح خواهد بود یعنی بتواند حتی ماهواره ها را نیز هدف قرار دهد و یا حتی كار شاتل هایی همچون X.33 را به انجام رساند


باید توجه داشت بهر صورت این بمب افكن چندان ارزان نخواهد بود چون فقط 35 میلیون دلار هزینه تحقیقات اولیه آن است. در مورد تسلیحات گفته های در مورد افكان نصب لیزر هوابرد در آن برای نابودی اهداف(در مورد لیزر هوابرد بعدا شرح خواهم داد) ویا استفاده از امواج مایكرو ویو (HPM) در آن شنیده می شود كه در صورت واقعیت باید فیلم های علمی تخیلی با سلاح های لیزری را جدی بگیریم

بهرصورت B.3 پرنده ای خواهد بود كه اوج نبوق و خلاقیت را در خود داشته باشد و نمادی كامل از سلاح های جنگی حولناك در آینده ای كمتر 50 سال است.
+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/20 و ساعت 12:46 PM |
طرح توسعه و طراحی اولیه ی این هواپیما به سال 1955 باز می گردد. طرح موسوم به XB-70 می بایست بمب افکنی استراتژیک، بزرگ و دارای برد پروازی زیاد باشد تا بتواند جایگزین شایسته ای برای بمب افکن B-52 باشد.
همانند برنامه ی تولید بمب افکن B-58، نیروی هوایی ایالات متحده خواستار استفاده از تکنولوژی های نوین در این بمب افکن بود.

B-58


رقابت اصلی در مزایده ی طراحی این بمب افکن به دو شرکت معظم آن زمان یعنی بوئینگ و نورث آمریکن واگذار شد.
به سال 1958 طرح کمپانی نورث آمریکن برای تولید این بمب افکن انتخاب شد و قرارداد ساخت امضاء شد. نیروی هوایی نیازمند یک هواپیما با شرایط پروازی ویژه بود. بمب افکنی که بتواند با سرعت 3 ماخ (به صورت مداوم) و در ارتفاع بسیار بالا پرواز کند، ضمن آنکه دارای برد پروازی زیادی باشد و بتواند انواع مختلفی از سلاح های هسته ای و بمب های متعارف را حمل کند.
[فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]


اگرچه تکنولوژی رسیدن به سرعت 3 ماخ به سال 1957 محقق شده بود، اما در XB-70 از این نوع تکنولوژی الگوبرداری نشد. با توسعه ی موشکهای دوربرد ضدهوایی (SAM) ، طرح XB-70 همانند B-47 و B-58 برای همیشه کنار گذاشته شد.

B-47


والکایری با توانایی فوق العاده ی پرواز در سرعت 08/3 ماخ و برد پروازی بسیار طولانی، بمب افکنی با توانایی نفوذ به عمق خاک دشمن از ارتفاع بالا و انجام بمباران اتمی مناطق حساس اتحاد شوروی بود. با توجه به اینکه اولین پرواز این بمب افکن سنگین به سال 1964 انجام شده است، باید این هواپیما را از شاهکارهای طراحی جنگنده های نظامی دانست که تاکنون نیز رکورددار سرعت در بین بمب افکن های جهان می باشد و بعید است هم توسط بمب افکن دیگری رکوردهای آن بتواند شکسته شود.

B-70


از نکات بارز طراحی والکایری می توان به بدنه ی تمام فولادی و تیتانیومی که توان تحمل حرارت تا 350 درجه ی سانتیگراد را دارد، پیش سکانهای روی دماغه و ورودی مثلثی شکل موتورهای آن اشاره کرد که هم اکنون در طراحی هواپیماهای فوق مدرن استفاده ی بسیار دارد.
در نخستین پرواز آزمایشی B-70 این بمب افکن توانست به راحتی به سرعتی حدود 3 ماخ در ارتفاع 75000 فوتی دست یابد. پروازهای آزمایشی این هواپیما تا سال 1966 ادامه یافت. در یکی از پروازهای آزمایشی، والکایری به راحتی توانست مسافت 1000 مایلی را در زمان 33 دقیقه طی کند.
والکایری از 6 موتور توربوجت YJ-93 ساخت جنرال الکتریک سود می جست که هرکدام کششی حدود 30000 پاوند ایجاد می کردند. این موتورها از سوخت بسیار خاصی به نام اتیل بوران استفاده می کردند که بسیار گران قیمت بود و در مخازن تعبیه شده در درون بالها ذخیره می گشت. موتورها در محفظه های مثلثی شکل با خروجی های دایره ای جداگانه قرار داشتند.
والکایری به دلیل طرح خاص بالها، از پایداری دینامیکی بسیار خوبی در ارتفاع پائین و سرعت کم برخوردار بود. به منظور پایداری آیرودینامیکی، بخش خارجی بال با توجه به سرعت هواپیما بین 25 تا 65 درجه به سمت پائین خم می شد.
والکایری در پایلونهای میانی می توانست تا 16 بمب هسته ای یا 50000 پاوند بمب متعارف سقوط آزاد را حمل نماید.
والکایری همانند سلف خود B-52 دارای هیچگونه وسیله ی دفاعی نبود و بهترین مدافع آن، سرعت بسیار زیاد و سیستم های ضداغتشاش الکترونیکی پیشرفته اش بود. (ECM)
این بمب افکن چهار خدمه داشت که دو نفر خلبان و دو نفر دیگر مسئول سیستم های بودند. هر 4 خدمه در کپسولهای تحت فشار خاصی (همانند آنچه در سفینه های پروازی وجود دارد) قرار می گرفتند که تنها راه زنده ماندن در آن سرعت وحشتناک و ارتفاع بسیار بالا بود.
تنها دو فروند از این بمب افکن تولید شد. طرح این هواپیما تمام درخواستها و نیازهای نیروی هوایی را طبق قرارداد اولیه تامین می کرد ولی آسیب پذیری آن در برابر موشکهای SAM باعث کنارگذاری طرح شد زیرا بدنه ی هواپیما در هنگام پرواز با سرعت کمتر از 3 ماخ بسیار راحت تر قابل شناسایی می شد و می توانست شکار موشکهای سام اتحاد شوروی قرار گیرد و این به دلیل نوع خاص بال دلتا شکل و نازک آن بود که امکان پرواز با سرعت کم با مانورپذیری بالا در ارتفاع پائین را به هیچ وجه نداشت.
به سال 1961 پرزیدنت کندی (رئیس جمهور فقید ایالات متحده) به دلیل گران تمام شدن نمونه ی اولیه ی والکایری (حدود 700 میلیون دلار) دستور داد که تنها به منظورهای تحقیقاتی از این هواپیما استفاده شود زیرا وی به آسیب پذیری این بمب افکن در جنگ پی برده بود و اعتقاد به استفاده از موشکهای دوربرد هسته ای به جای استفاده از بمب افکن پیدا کرده بود.
بدین ترتیب پروژه ی XB-70 که در سال 1964 اولین نمونه اش ساخته شده بود به سال 1969 برای همیشه بسته شد.
همانطور که ذکر شد تنها دو فروند از این بمب افکن ساخته شد. هر دو بمب افکن جهت آزمایشات مافوق صوت در اختیار سازمان ناسا قرار گرفت اما بمب افکن دوم (به شماره سریال 0207-62) به تاریخ 8 ژوئن 1966، در یک پرواز آزمایشی مافوق صوت با جنگنده ی F-104N برخورد کرد و از بین رفت. بمب افکن اول (به شماره سریال 0001-62) از سال 1967 تا 1969 در اختیار ناسا بود و از سال 1969 به مرکز تحقیقات ناسا (Dryden) واقع در کالیفرنیا فرستاد شده و از آن تاریخ تاکنون در آن مکان نگهداری می شود.

مشخصات فنی
ماموریت: بمب افکن استراتژیک و مافوق صوت
موتورها: 6 عدد موتور YJ-93 ساخت جنراال الکتریک با کشش هرکدام 30000 پاوند (با استفاده از سیستم AB)
حداکثر سرعت: 1/3 ماخ در ارتفاع 73000 فوتی
سقف پرواز خدمتی: 77350 فوت
سرعت عملیاتی: 3 ماخ در ارتفاع 72000 فوتی
برد پروازی: 4288 مایل = 6900 کیلومتر
وزن عملیاتی: 534700 پاوند = 243 تن
طول: 185 فوت = 39/56 متر و با احتساب دو لبه ی کوچک انتهای بالها = 5/58 متر
فاصله ی دو نوک بال: 105 فوت = 32 متر
ارتفاع: 30 فوت و 9 اینچ = 4/9 متر
مساحت بال: 9/6296 فوت مربع = 585 متر مربع

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/20 و ساعت 12:43 PM |

به راستی که تاثیر گذار ترین و مشهورترین هواپیمای سال های دهه شصت، همان جنگنده شناسایی میگ 25 فاکس بت بوده است که در طول تاریخ پروازی خود، چند رکوردی را نیز برجای گذاشت. این هواپیما، ظاهراً هواپیمایی بود که بیشترین دلهره را برای غرب به وجود آورده و باعث شده بود که آنان هم به فکر چاره و تولید هواپیماهای قدرتمندتر و مقتدرتر بیفتند، به طوری که خلبانی آمریکایی اظهار کرده بود که در آن زمان، یعنی سال 1973، این هواپیما، بهترین رهگیر در حال تولید سراسر جهان بود.

همانطوری که در عنوان ذکر شده است، این جنگنده، با بهره گیری از دو موتور توربوجت تومانسکی R-15D-300، توانست که رکورد جهانی سرعت را با یک هواپیمای جنگنده تولید انبو شکسته و به سرعت 3 برابر صوت دست یابد. رکورد شکنی دیگر این جنگنده، توانایی رسیدن به ارتفاع 118 هزار پایی یا 36 کیلومتری از سطح دریا و انجام عملیات در این ارتفاع است که این توانایی ها، قدرت این جنگنده را برای رهگیری سریع هواپیماهای دشمن و انجام ماموریت های شناسایی و تصویر برداری از ارتفاع بالا، دو چندان می نماید. کشش موتورهای این هواپیما، عدد اعجاب آور 11.200 کیلوگرم می باشد که نیرویی فوق العاده برای پیشرانش یک هواپیمای جنگنده است. اما این جنگنده را با تعاریف بالا بسیار جالب توجه تصور نکنید. این هواپیما، رهگیری بسیار سست و غیر مانور پذیر است و می توان گفت که هیچ قابلیتی در یک جنگ نزدیک ندارد و حتی هواپیماهای بسیار ناتوان نیز به راحتی می توانند این هواپیما را از صحنه نبرد به در کنند. تحمل شتاب جی این هواپیما حداکثر 3 جی یا مقداری کمتر در مقایسه با، به طور مثال، هواپیمای اف-14 تامکت با تحمل 9 جی می باشد که نشان از ضعف ساختاری این جنگنده دارد.

در صورت انجام یک دور بسیار سریع در آسمان، حتی این احتمال می رود که موشک های متصل به بال هواپیما به راحتی جدا شده و در آسمان رها گردند. در حقیقت، ماموریت خلبانان این هواپیما تنها این بود که پس از برخاست، خلبان اتوماتیک را روشن کرده و منتظر دستور بمانند، سپس موشکی را به سمت هدفی مشخص از فاصله دور شلیک کرده و به پایگاه برگردند. این جنگنده، با اینکه سریع ترین جنگنده عملیاتی جهان می باشد، اما سرعت هایی چون سه برابر صوت و ارتفاع 36 کیلومتری را تنها برای مدت کوتاهی مانند دو دقیقه می تواند تحمل نماید، چون در غیر این صورت خلبان باید بدون هواپیمایش به فرودگاه بازگردد! این هواپیما، با وزن حدود 30 تن، هواپیمایی بسیار سنگین وزن می باشد و می توان گفت از آن حتی نشانه کوچکی نیز از چالاکی دیده نمی شود. موتورهای توربوجت این هواپیما، سوخت را به سرعت می بلعند و از این جهت، برد این هواپیما کاهش می یابد. از نظر فضا و حجم، موتورهای این هواپیما آن قدر حجیم و بزرگ اشت که بیشتر به موتور یک راکت شبیه است تا یک جنگنده رهگیر، که این موضوع، از ورودی ها و خروجی های فوق العاده بزرگ این جنگنده آشکار است. اما جالب اینکه اولین هواپیمایی که در جنگ خلیج فارس مورد اصابت قرار گرفت، یک فروند هواپیمای اف ای-18 هورنت بود که موشکی شلیک شده از هواپیمای میگ 25 عراقی آن را ساقط نمود. این جنگنده، بارها در سال های قبل از انقلاب جمهوری اسلامی، به حریم هوایی ایران تجاوز کرده و دیوار صوتی را به وفور در آسمان ایران شکسته است. اما چون نه تنها در ایران بلکه در هیچ کشور جهان جنگنده ای قادر به رهگیری این هواپیما نبود، در نتیجه کاری از دست مقامات بر نمی آمد، اما پس از مدتی که ایران هواپیماهای اف-14 تامکت را همراه با موشک دوربرد فینیکس تحویل گرفت، دیگر میگ های 25 حتی یک بار هم جرأت نکردند که وارد آسمان ایران شوند، چون هواپیماهای اف-14 ایران با شلیک یک موشک فینیکس آنان را از فاصله 200 کیلومتری منهدم می ساختند.

جالب اینکه عملیات جوشکاری در این هواپیما با دست انجام می گرفت و در سیستم های الکترونیکی آن، هنوز از لامپ های خلاء استفاده می شد. اما با این اوصاف، هواپیمای میگ 25 با نمونه بزرگتری به نام میگ 31 فاکس هاوند جایگزین شد که در حقیقت نمونه ارتقا یافته از آن بوده و حقیقتاً توانایی های بیشتری نسبت به آن را دارا بود. این هواپیما، یعنی میگ 31 را می توان هواپیمایی کاملاً جدید نامید، اگرچه شکل ظاهری آن بسیار شبیه به میگ 25 می باشد. این هواپیما، برعکس نسل قبلی خود، از موتورهای توربوفن D-30F6 بهره می جوید که این موتورها، برای تامین هوای خود به ورودی های حتی بزرگتر از فاکس بت و همچنین خروجی های بزرگتر احتیاج دارند. فاکس هاوند دارای رادار قدرتمندی با توانایی تعقیب 10 هدف همزمان و برد 120 کیلومتر می باشد. میگ 25 که برای رهگیری هواپیمای SR-71 خفاش سیاه آمریکایی طراحی و تولید شده بود، هیچ گاه نتوانست به این آرزوی خود جامه عمل بپوشاند. ناگفته نماند که هم اکنون بزرگترین پرواز دهنده میگ 25 ناتوان، کشور هندوستان می باشد

1- نقش هواپیما : جنگنده ی شکاری رهگیر

2- نام کشور سازنده : اتحاد جماهیر شوروی

3- نام کمپانی سازنده : میکویان گورویچ

4- سال ساخت : 1964 (ورود به خدمت:1970)

5- حداکثر سرعت : 3.2 ماخ (در ارتفاع 13 کیلومتری) و 0.85 ماخ در سطح دریا (سریعترین جنگنده ی عملیاتی جهان تا به امروز)

6- سقف پرواز : 20700 متر (با رسیدن به ارتفاع 37650 متری در زمان خودش رکورد جهانی ثبت کرده)

7- وزن : 20 تن (خالی) و 36.72 تن (حداکثر هنگام برخواست)

8- طول هواپیما : 23.82 متر

9- فاصله ی دو نوک بال : 14.02 متر

10- ارتفاع هواپیما : 6.10 متر

11- برد هواپیما : 2575 کیلومتر (خالی)

12- موتور : 2 دستگاه موتور توربو جت R-31 ساخت تومانسکی با پس سوز با کشش فوق العاده ی هرکدام 110 کیلونیوتن (کشش موتور ورسیدن به این سرعت باورنکردنی مدیون پس سوز بسیار قدرتمند موتور آر-31 است)

13- نوع رادار : رادار فاکس فایر (نام ناتو) با برد موثر 100 (در حالی که هنوز از تکنولوژی لامپ خلا استفاده می کرد) و 3 رادار هشدار دهنده ی سایرنا

14- خدمه : یک نفر

15- نرخ اوج گیری : 12480 متر در دقیقه

16- توضیحات :

با دو جفت موشک حرارتی AA-7 ایکس/AA-8 افید و هدایت شونده ی AA-6 اکرید بارگیری می شود.دارای 22 مدل گوناگون و به 10 کشور صادر شده.

بیشتر میگ 25 ها با ورود میگ 31 در شوروی بازنشسته شد.در صورتی که هم اکنون تعداد اندکی در سایر کشورها خدمت می کنند.آخرین فاکس بت

از مجموع 1190 فروند در سال 1984 ساخته شد و تا سال 2004 همچنان 217 فروند در دیگر کشورها عملیاتی هستند.تنها شکار هوا به هوا فاکس بت

در 17 ژانویه 1991 توسط عراق رقم خورد.MiG-25 در آن زمان یکی از پر افتخارترین(ثبت رکورد های بیشمار) و اسرارآمیز ترین ها (موتور و رادار قدرتمند)

در جهان به حساب می آمد.


+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/20 و ساعت 12:34 PM |
                                                    

 
به تازگی هیئت طراحی سوخو در مسکو، هواپیمای سوخو 47 با لقب عقاب طلایی که قبلاً S-37 نامیده می شد، طراحی و چند نمونه ای را نیز از آن تولید کرده است که اولین پروازش را در سپتامبر 1997 به انجام رساند. مهمترین و می توان گفت جالب ترین ویژگی این جنگنده، پیکربندی بال های آن که برخلاف جنگنده ها و هواپیماهای دیگر، رو به جلو است، می باشد. هواپیمای سوخو 47 اولین پروازهای آزمایشی خود را در دسامبر 2001 به پایان رسانده و به مجرد آن شرکت سوخو برای تولید نسل آینده هواپیماهای جنگنده روسی برگزیده شد. 
 

طراحی این هواپیما به جز طراحی خاص بال های آن می توان به جرأت گفت که تماماً از روی جنگنده موفق روسی سوخو 27 فلانکر اقتباس شده است. این هواپیما به دلیل طراحی ویژه بال های آن، جنگنده ای واقعاً مافوق چست و چابک بوده و قادر است که مسیر پروازی و زاویه حمله خود را به سرعت تغییر دهد. این ویژگی های مطلوب، در سرعت های مافوق صوت نیز تقریباً به همین گونه حفظ می شود و در کل این جنگنده، هواپیمایی بسیار مانورپذیر است. سوخو 47 ملقب به برکوت، ضریب چرخش یا پیچش به طرفین بسیار بالایی دارد که این مسئله در نبرد های هوایی نزدیک اهمیت فوق العاده ای میابد، چرا که هر خلبانی که قادر باشد زودتر دماغه هواپیمای خود را متوجه دشمن نماید، احتمالاً برنده میدان او خواهد بود. حال به بررسی تکنولوژی بال رو به جلو بپردازیم. بال رو به جلو مزیت های گوناگونی را با خود به همراه دارد، که از جمله آن ها می توان به بالاتر بودن نسبت برا به پسا، مانور پذیری بالا در نبرد های هوایی تن به تن، برد بیشتر هواپیما، دارا بودن ویژگی های ضد واماندگی یا ستال و سپین، پایداری در زاویه حمله بالا و داشتن سرعت برخاست و نشست پایین تر اشاره کرد. در بدنه این هواپیما بیشتر از آلیاژهای تیتانیوم و آلومینیوم ساخته شده و قسمت محدودی از آن نیز به میزان 13% از مواد کامپوزیتی تولید شده است. در کاکپیت این هواپیما به راحتی خلبان در هنگام انجام نبرد های هوایی توجه فراوانی شده است. بیشترین مقدار شتاب جی یا شتاب گرانشی زمین قابل تحمل برای هواپیمای سوخو 47، که بر وزن خلبان تاثیر می گذارد، میزانی بسیار بهینه به مقدار بالاتر از 9 جی می باشد. در کاکپیت این هواپیما، خلبان به راحتی قادر است که حتی در شتاب جی بسیار بالا نیز به ادامه عملیات بپردازد و صدمه ای نیز به او وارد نگردد. همچنین این هواپیمای جنگنده از سیستم نجات خلبان یا صندلی پرتاب شونده نوینی نیز بهره می برد که این صندلی، با داشتن قابلیت وفق پذیری بالا نسبت به خلبان و شکل متغیر، می تواند اثر نامطلوب شتاب جی فراوان را بر روی خلبان کاهش دهد که در این شرایط، خلبان قادر است که شتاب جی بیشتری را نسبت به حالت معمولی و در هواپیماهای دیگر تحمل نماید. دسته کنترل هواپیما یا همان استیک، دسته با شکل ارگونومیک می باشد که بر خلاف بسیاری از هواپیماها در وسط قرار نگرفته بلکه در یکی از جوانب خلبان یا در کنار او برای راحتی بیشتر و تا نشدن دست تعبیه شده است. این دسته بسیار حساس بوده و از مسیر حرکت یا پیمایش کمی به منظور انجام مانور های سریع و به موقع برخوردار است که امکانات فراوانی به خلبان این هواپیما می دهد. 
 

ارابه های فرود این هواپیما متشکل از دو پایه چرخ اصلی و یکی پایه چرخ دماغه است که در هریک یک چرخ سوار شده است. ارابه فرود جلو به سمت عقب و ارابه های اصلی این هواپیما به سمت جلو و به درون ریشه بال جمع می شوند. حداکثر سرعت این هواپیما نیز حدود 6/1 ماخ برآورد شده است. در مورد نقش اصلی این هواپیما نیز باید اظهار کرد که برنامه های هوایی کشور روسیه برای مدت زیادی پنهان از دید جهانیان می مانند به همین دلیل، هنوز بر کسی آشکار نیست که این جنگنده اصلاً برای انجام چه ماموریت هایی به کار خواهد رفت و کدام میدان نبرد سرانجام پذیرای این جنگنده مدرن خواهد بود.

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/17 و ساعت 11:38 AM |



شهرت : نایت هاوک

سازنده : لاکهید مارتین (ایالات متحده امریکا)

با پیشرفت روز افزون سیستم های پدافند هوایی و موشک های هوا به هوا منافع استفاده از هوا پیمای خفاکار روز به روز بیشتر آشکار می شود. وقتی که در 1975 وزارت جنگ ایالات متحده (پنتاگون) با مطرح کردن بر نامه ی XST دو شرکت نورث روپ و لاکهید را به ارائه ی طرحی برای یک جنگنده ی خفاکار دعوت کرد هنوز مدل سازی ریاضی سطوحی با منحنی های پیچیده به وسیله ی رایانه عملی نبود نتیجتا دو شرکت رقیب طرح هایی با استفاده از سطوح قطعه قطعه مستقیم و زاویه دار پیشنهاد کردند. طرح لاکهید شبیه یک تکه الماس تراش خورده با بال مثلثی و دم های عمودی متمایل به سمت وسط بود. طرح نورث روپ هم ویژگی های مشابهی داشت اما به رده ی بال ها ی پرنده (هواپیمای بی دم) نزدیکتر بود.

مشکل اصلی این طرح ها ناپایداری شدید هواپیما بود. این مشکل باعث شد که سیستم کنترل پرواز با سیم چند گانه ای برای کنترل هواپیما ساخته شود. از آوریل 1976 لاکهید و نورث روپ آزمایش مدل های طرح هایشان را آغاز کردند. نتیجه ی این آزمایش ها پیروزی طرح لاکهید در مناقصه ی XST ببود. با نام گذاری کلی برنامه به نام هو بلو(HAVE BLUE) قرار دادی برای ساخت دو فروند پیش نمونه منعقد شد. اولین پیش نمونه به نام HB-1001 جنگنده ای با ظاهر عجیب بود که پسگرایی بالهایش به بیش از 70 درجه می رسید. بعضی از قسمت های این پیش نمونه از اجزای هواپیماهای دیگر گرفته شده بود مثلا از سیستم ارابه ی فرود F-5 بعضی از کنترل های کابین F-16 در آن استفاده شده بود.

در حین ساخت اولین پیش نمونه پژوهش درباره ی مواد جاذب امواج رادار ادامه داشت که از نتیجه ی این پژوهش بعدا در ساخت پیش نمونه ی دوم HB-1002 استفاده شد. HB-1001 برای نخستین بار در اول دسامبر 1977 به پرواز درآمد. این هواپیما بدون سیستم کنترل پرواز رفتار نا متعادلی داشت حت پرواز سی و ششم این نمونه در چهارم مه 1978 با وجود بهره گیری از سیستم کنترل پرواز با سیم در مرز پایداری و ناپایداری انجام شد و برخورد شدید هواپیما با زمین در حین فرود باعث جمع شدن ارابه ی فرود اصلی شد. حدود دوماه بعد دومین پیش نمونه هم پرواز کرد اما این هواپیما هم دچار سانحه شد و پس از اجرای 52 پرواز آزمایشی بر اثر ترکیدن لوله ی مایع هیدرولیک و بروز آتش سوزی کاملا از بین رفت.

با وجود همه ی این مشکلات در 16 نوامبر1978 تصمیم قطعی برای توسعه ی مهندسی مدل واقعی برنامه ی هو بلو اتخاذ شد و این برنامه با عنوان رمزی سینیور ترند ادامه یافت. سر انجام اولین پرواز هواپیمای  سینیور ترند با مراقبت شدید امنیتی در 18 ژوئن 1981 انجام شد. وزارت دفاع ایالات متحده تا سال ها هویت این هواپیما را  که F-117 نامیده شد مخفی نگاه داشت تا آن که در 1988 عکس مبهمی از آن را در اختیار مطبوعات قرار داد. به زودی F-117 عملا به کار گرفته شد و در پاناما (دسامبر1989) و کویت اشغال شده (1991) و یوگسلاوی (سابق) وارد عمل شد و به ویژه در جنگ خلیج فارس بسیار موثر بود.

انواع مدل ها : F-117A مدل اولیه و +F-117  اصلاح شده ی مدل اولیه.

قیمت : بر اساس نرخ های سال 1995 ; 6/46 میلیون دلار

تعداد تولید شده : تا آوریل 1990 ; 59 فروند

تسلیحات :

خدمه ی پروازی فقط شامل یک نفر.

تسلیحات شامل دو بمب 2000 پوندی هدایت لیزری و موشک های هوا به سطح ماوریک با هارم.

قادر به حمل موشک های هوا به هوای سایدویندر.

بر گرفته از دایره المعارف پرواز.


+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/17 و ساعت 11:18 AM |


 

 


پايگاه يکم شکاري – مهر آباد تهران

اين پايگاه در اصل براي حفاظت شهر تهران و تاسيسات صنعتي و نظامي آن و همچنين ماموريت هاي آموزشي و آزمايشي مورد استفاده قرار ميگرد. در ضمن اين پايگاه به عنوان سرفرماندهي هواپيماهاي ترابري ارتش و دوره هاي اورهال و سرويس برخي از جنگنده و هواپيماهاي ارتش مورد استفاده است . در اين پايگاه عموما اکثر جنگنده ها و هواپيماهاي ارتش در حال تردد هستند . در اين پايگاه عمدتا از حدود 18 ميگ 29 و حدود 5 اف 14 تامکت براي گشت هاي هوايي و رهگيري هواپيماهاي متخاصم استفاده ميشود . اين ترکيب يعني استفاده از دو رهگير با قابليت هاي متفاوت اما ماثر باعث شده در کنار پدافند هاي سنگين اطراف تهران که عمدتا اس200 و هاگ و البته سام ميباشند آسماني امني براي تهران و حومه ان رقم بخورد. در اين پايگاه سوخو24 هم عملياتي است و پرواز ميکند و احتمالا اين بمب افکن ها در شرايط اضطراري و جنگ ماموريت ها خود را از اين پايگاه شروع خواهند کرد . همچنين وجود اف 5 ها هم به دليل آموزش ميباشد . پايگاه مهر آباد در جريان جنگ چندان مورد هجوم هواپيماهاي عراقي قرار نگرفت ولي در چنيدن بار ميگ ها و سوخو هاي بمب افک عراقي اين پايگاه را مورد هجوم خود قرار دادند .

 

 


2-پايگاه دوم شکاري ـ تبريز

اين پايگاه به مامن اصلي انواع اف 5 شهير است و احتمالا حدود 30 فروند از اين شکاري در اين پايگاه عمليات هاي پروازي و آموزشي و گذراندن دوره اورهال را پشت سر ميگذرانند . چند سالي هم هست که تعدادي ميگ 29 هم به اين پايگاه اضافه شده و قدرت رهگيري آسمان اذربايجان شرقي و غربي و اردبيل را بهبود بخشيده است . اصولا اف 5 ها قدرت رهگيري در شب را ندارند به بنا براين يکي از ضعف ها بزرگ منطقه شمال غرب کشور عدم رهگيري در شب در مواجه با هواپيماهاي متخاصم بود که در جنگ اين موضوع بارها موجب حضور جنگنده هاي عراقي در شب بخصوص در اروميه و شهر هاي مرزي ميشد که البته آن موقع سعي ميشد بيشتر از سيستم پدافند هوايي هاگ بهره برده شود و يا گاهي اوقات جنگنده هاي گشت پايگاه نوژه همدان و يا اف 14 هاي گشت تهران به کمک ميا آمدند که البته به خاطر عدم پوشش کامل راداري اين مهم به درستي انجام نميپذيرفت . اما در حال حاضر وجود ميگ هاي 29 اين عيب را هم تا حدي زيادي پوشانده است و حتي گفته ميشود . اما در کل اين پايگاه نقش زيادي در جريان جنگ ايفا نمود و تعدادي زيادي از عمليات هاي هوايي با محوريت اف 5 ها از اين پايگاه صورت ميگرفت . اين پايگاه همچنين در حال حاضر دوره اورهال و اموزش تکميلي اف 5 را برگذار مينمايد .

 


3-يگاه سوم شکاري – شهيد نوژه همدان

پايگاه نوژه در 65 کيلومتري شهر همدان در ميان کوه هاي بلند الوند قرار گرفته . موقعيت اين پايگاه مشهور به به دليل قرار گرفتن در غرب کشور بسيار مهم است همچنين مکان اين پايگاه به علت قرار گرفتن در موقعيتي مناسب ار ديد راداري بسيار حائز اهميت است . اين پايگاه مشهور که شهرتش به دليل وجود تعداد زيادي اف 4 فانتوم است در جريان جنگ نقش بسيار گسترده و مهمي را ايفا نموده است بطوري که حدود 35%عمليات هاي مهم برخاسته از اين پايگاه بوده است. اين پايگاه بارها و بارها مورد هجوم جنگنده هاي عراقي قرار گرفت ولي به دليل ها بسياري منجمله موقيعت مکاني مناسب و واکنش سريع پدافند هوايي و رهگيري هوايي از صدمات زياد مصمون ماند . در زماني هم کودتاي در اين پايگاه صورت گرفت که به کودتاي نوژه مشهور است و در ان تعدادي خلبان و کادر پروازي کشته شدند . اين پايگاه بيشترين اف 4 هاي نيروي هوايي را در خود جاي داده و به طبع دوره هاي اروهال و اموزش اين جنگنده باوفا در اين پايگاه برقرار است .

 

 


4- پايگاه چهارم شکاري – دزفول - وحدتي

پايگاه دزفول به دليل قرار گيري در نزديک مرز و عراق و وجود تاسيسات عمراني مهم کشور از جمله سد دز که در حال حاضر کنترل کننده برق کل کشور است اهميتي زيادي دارد . اين پايگاه به عنوان يک پايگاه ضربتي و وا کنش سريع عمل ميکند و وجود اف 5 هاي ضربتي دليل بر اين است که اين پايگاه عمدتا به عنوان اولين واکنش دهنده به تهاجمات هوايي دشمن محسوب ميشود .

 


5- پايگاه پنجم شکاري – اميديه

اين پايگاه در کنار شهر هاي آغاجاري و اميديه و در 85 کيلومتري شهر اهواز واقع شده اين پايگاه در قبل از انقلاب يک پايگاه رزرو محسوب ميشد ولي بعد از انقلاب و با توجه به تهاجمات وسيع بمب افک هاي عراقي کم کم حالت عملياتي به خود گرفت هر چند که هم اکنون نيز کاملا يک پايگاه مستقل و کاملا عملياتي نيست اين پايگاه اف 7 ها يا همان ميگ هاي 21 چيني را درون خود جاي داده و احتمالا علاوه بر تامين اسمان امني براي تاسيسات نفتي و پالايشگاهي اهواز و اغاجاري ( که بعيد اين مهم را بتوان يا اف 7 انجام داد) بيشتر فعاليت آموزشي جنگنده اف 7 را پيش ميبرد .

 


6- پايگاه ششم شکاري بوشهر ت شهيد دوران

اين پايگاه شهرتي خاص درکل منطقه دارد. اين پايگاه بسيار مهم و حياتي ايران به دليل قرار گرفتن در کنار دريا و همچنين موقعيت بسيار استراتژيک در منطقه هميشه مورد نگاها بوده و هست . وجود گرداني از اف 14 ها و اف4 ها که از قديم تا به حال اصلي پايگاه را به وجود اورده اند . تعداي بسيار زيادي از عمليات هاي جنگ از اين پايگاه شروع ميشد و در طول جنگ اين پايگاه که بيشتر به عنوان پشتيبان هوايي تاسيسات شرياني و مهم نفتي و گازي ايران عمل ميکند بارها مود هجوم جنگنده هاي بعثي قرار گرفت و نبردهاي هوايي بيشماري را به خود اختصاص داده است . درحال حاضر علاوه بر حفاظت تاسيسات نفتي جنوب که شريان اصلي اقتصاد کشور هست حفاظت از تاسيسات اتمي بوشهر و تاسيسات گازي عسلويه و پارس جنوبي در دستو کار اين پايگاه است.

 


7- پايگاه هفتم شکاري شيراز

اين پايگاه به عنوان سر فرماندهي بمب افکن هاي نيروي هوايي خدمت ميکند . وجود سوخو 24 – سوخو 25 و احتمالا سوخو22 ثابت ميکند اين پايگاه مکاني براي بمب افکن هاي سبک نيروي هوايي است . البته در اين پايگاه هميشه تعداد کمي در حدود 4 فروند جنگنده اف14 وجود دارد که احتمالا براي گشت هاي هوايي منطقه در نظر گرفته شده است . همچنين پايگاه شيراز از هواپيماهاي دوربرد دريايي مشهور به اوريون نگهداري ميکند که احتمالا 3 فروند ميباشت . اين هواپيماها گشت هاي دريايي را انجام ميدهند و به عنوان پشتيبان نيروي دريايي عمل ميکنند. در پايگاه شيراز با انواع هواپيماهاي ترابري نيروي هوايي هم مواجه ميشويم بطوري ميتوان گفت از اين پايگاه پرواز هاي زياد ترابري انجام ميشود .

 


8- پايگاه هشتم شکاري ـ اصفهان – شهيد بابايي

پايگاه هشتم را شايد بتوان يکي از مشهورترين پايگاه هاي ايران و منطقه دانست و دليل اين شهرت وجود تعداد قابل توجهي از جنگند هاي اف 14 نيروي هوايي است . اين پايگاه از قديم هم به عنوان سرفرماندهي اف 14 ها مشهور بوده همينطور شهر اصفهان و تاسيسات عظيم دفاعي و موشکي و هسته اي آن بسيار حائز اهميت است و ميباست آسمان امن براي آْن تدارک ديده شود . عمده اين تامين امنيت بر عهده پايگاه هشتم و جنگند هاي اف 14 و پدافند موشکي موسوم به s-300 است . در چند سال گذشته چند فروند جنگنده اف 5 هم در پايگاه وجود داشته که احتمالا به عنوان آموزش پرواز از آناه بهره برداي ميشود.

 


9- پايگاه نهم شکاري بندر عباس

اين پايگاه به دليل موقيعت خاص و استراتژيک تنگه هرمز و همچنين پشتيباني هوايي از نيروي دريايي و ناو هاي جنگي ايران که عمدتا در بندر عباس پهلو ميگرند شکل گرفته است . البته بايد گفت اين پايگاه به عظمت و وسعت پايگاههاي ديگر نيروي هوايي نيست و تعداد اندکي از جنگند هاي نيروي هوايي که عمدتا اف 4 باشند در اين پايگاه حضور دارند . اما به دليل موقيعت خاص منطقه اين پايگاه ميتواند نقش هاي زياد و گوناگوني را ايفا کند . برخي گفته ها از حضور حداقل 2 فروند اف 14 در اين پايگاه خبر ميدهند که البته بايد گفت زياد هم دور از نظر نيست چرا که با توجه با وجود ناو هاي هواپيما بر آمريکايي و گشت هاي هوايي مدام جنگند هاي آن و برخي اوقات شکستن حريم هوايي ايران اينکه ايران اف 14 ها را به مقابله بيندازد چندان هم بعيد نيست .

 


10- پايگاه دهم شکاري – بندر چابهار

اين پايگاه هم نقش مشابه اي که پايگاه بندر عباس ايفا ميکند را انجام ميدهد يعني دفاع هوايي ار منقطه جنوب شرقي ايران و پشتيباني نيروي دريايي منقطه و احتمالا گشت هاي هوايي در مرز پاکستان . در اين پايگاه هم تعدادي از جنگنده هاي اف 4 وجود دارد واين وظابف بر عهده اين جنگند هاي ميباشت .

 


11- پايگاه يازدهم شکاري – زاهدان

نميتوان گفت اين پايگاه مانند ديگر پايگاه هاي نيروي هوايي نقش ماثري را دارد .زيرا هنوز به درستي وظابف اين پايگاه مشخص نيست . هرچند که وظيفه عمومي حفاظت از آسمان سيستان و گشت هوايي در اطراف مرز را ميتوان به طور عمده گفت ولي نبود جنگند هاي کافي در اين پايگاه و ساير موارد ديگر اين پايگاه را در زمره پايگاه هاي مهم قرار نداده است .

 


12- پايگاه دوازدهم شکاري مشهد

پايگاه مشهد در ظلع شمالي فرودگاه مشهد واقع شده به عنوان جديد ترين پايگاه ايران از آن ياد ميشود در گذشته هميشه خلا يک پايگاه هوايي در منطقه شمال شرق و شرق کشور احساس مشد با اينکه در آن منطقه معمولا تحرکات هاي مهمي صورت نميگريد و لي عدم پوشش هوايي ميتونست خطراتي را به دنبال داشته باشد که اين مهم با شکل گيري اين پايگاه تا حدي رفع شد.

اين پايگاه از ميرازهاي فرانسوي پذايرايي ميکند همان جنگند هاي که در دوران جنگ بسيار خلبانان ايران را آزار دادند . ميرازها جنگند هاي ضربتي به شمار ميايند . و ميتواند عکس العمل سريعي نسبت به هجوم هاي هوايي دشمن داشه باشند . گفته ميوشد اين ميرازها همان هاي هستند که عراق در سالهاي 1991 و 2003 يعني جنگ اين کشور با امريکا به ايران به امانت گذاشت تا انها ار حملات جنگند هاي آمريکايي در امان باشند. نکته جالب در مورد اين پايگاه اين است که چند فروند سوخو 27 در اين پايگاه حين پرواز ديده شده اند همان جنگنده هاي که ايران بيشتر اوقات وجود انها را درنيروي هوايي خود تکذيب ميکند .

 

 

13-پايگاه سيزدهم ترابري زنجان

اين پايگاه در 10 کيلومتري غرب زنجان قرار دارد و از آن هم جهت پروازهاي غير نظامي و هم نظامي استفاده مي شود فرود هواپيماهاي ترابري c-130 و ايولوشين ارتش و سپاه بارها در آن مشاهده شده است البته چندين بار هواپيماهاي نظامي ميگ 29 و فانتوم نيز در آن مبادرت به فرود و برخواست کرده اند.

 

در سال 1386 (2007 ميلادي) ارتش ايران اعلام کرد که اولين پايگاه نظامي خود پس از انقلاب 1357 را، در نزديکي شهر بيرجند، مرکز استان خراسان جنوبي در شرق ايران افتتاح کرده است

 

منبع : انجمنهای تخصصی ای تک 

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/17 و ساعت 11:13 AM |

با پیشرفت صنایع نظامی مخصوصا در کشور های صاحب این صنایع مدتهاست که بحث حفاظت راداری مطرح شده و بسیاری از کشورها برای مراقبت از فضای هوایی کشورشان از رادار استفاده میکنند و در این میان با پیشرفت تکنولوژی خود این کشور های صاحب صنعت برای عبور از همین وسیله دفاعی ساخته دست خودشان به هواپیماهای رادار گریز روی آورده اند ! 

نمونه اینگونه هواپیما ها بسیار است اما یک نمونه خوب ، موفق و بسیار معروف از تیره اینگونه هواپیماها بمب افکن معروف و شناخته شده B-2 معروف به شبح است . این بمب افکن نه تنها به خاطر رادار گریز بودنش بلکه به خاطر بسیاری از فاکتور ها و ویژگی های حائز اهمیت و منحصر به فردش به عنوان یکی از طرح های بسیار موفق قرن بیستم به شمار میرود . 

هواپیمای بمب افكن چندمنظوره سنگین B-2 ملقب به شبح ( Spirit ) توانایی حمل تسلیحات اتمی و غیراتمی را دارد وهمچون بمب افكن هایی چون B-52 وB1-B با فناوری رادارگریزی ( Stealth ) بدون دیده شدن توانایی حمله به تمامی نقاط حساس و استراتژیك دشمن را داراست. 

برنامه ساخت آن از سال ۱۹۸۱ میلادی در آمریکا آغاز شد و نیروی هوایی ایالات متحده سرانجام این طرح را در ۱۹۸۷ مورد تایید قرار داد و دستور ساخت ۱۳۲ فروند هواپیمای عملیاتی را صادر كرد. اما بعد از فروپاشی شوروی سابق نیاز به ساخت این تعداد ، از هواپیمایی چنین گران قیمت بیهوده دیده شد و قرار بر ساخت تنها ۲۰ فروند هواپیمای عملیاتی به علاوه یك هواپیمای آزمایشی گذاشته شد. اولین بمب افكن B- 2 در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۸۸ در پایگاه چهل و دوم نیروی هوایی آمریكا واقع در پالمدیل ساخته شد. اولین پروازش نیز در ۱۷ جولای سال ۱۹۸۹ با همكاری مركز تست پروازی ادواردز (پایگاه نیروی هوایی ادواردز آمریكا (EAFB)) انجام شد. 

برای اولین بار این هواپیمای اسرار آمیز در ۲۲ نوامبر ۱۹۸۸ میلادی در آشیانه پالمدیل كالیفرنیا ( Palmedale California ) به نمایش عمومی گذاشته شد. 

پایگاه نیروی هوایی وایت من ( Whiteman ) اولین پایگاهی بود كه در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۳ میزبان یك B-2 عملیاتی بود . 

برای ساخت این غول آهنی بسیاری از شركت های توانمند و معتبر هواپیماسازی با یكدیگر همكاری داشتند، از قبیل شركت نورثروپ گرومن ( Grumman )، بوئینگ ( Boeing )، گروه سیستم های راداری هاگز ( Hughes ) و شركت موتورسازی جنرال الكتریك . (GE) 

البته در بین تمامی این شركت ها نورثروپ گرومن نقش اصلی را به عهده داشت و به عنوان پیمانکار اصلی ساخت این هواپیما شناخته میشد و بقیه شرکتها در طراحی و یا ساخت قسمتهایی از این پرنده با نورثروپ گرومن همکاری داشتند . 

بخش آموزشی هاگز هم وظیفه آموزش و تعلیم خلبانان B-2 را به عهده داشت. 

نیروی هوایی آمریكا ساخت هواپیماهای B-2 را در سه گروه جدا درخواست كرد كه به گروه های ۱۰،۲۰ و ۳۰ معروف شدند. 

ابتدا ۶ هواپیما تست و ۱۰ فروند هواپیما در گروه ۱۰، 3 فروند در گروه ۲۰ و ۲ فروند در گروه ۳۰ ساخته شد. طراحی هواپیماهای هر گروه با دیگری نسبتاً فرق داشت زیرا قرار بود هر كدام وظیفه خاصی را انجام دهند

گروه Block 10) ۱۰) : هواپیمای موجود در این گروه آماده برای نبردهای محدود و بدون هیچ لانچری برای پرتاب موشك های هدایت شونده بودند و تنها قادر به حمل بمب های ۲۰۰۰ پوندی MK-84 و بمب های اتمی گرانشی بودند. تمامی هواپیماهای B-2 كه در گروه ۱۰ هستند در پایگاه هوایی وایت من جای دارند. 

گروه ۲۰ : (Block 20) هواپیماهایی بودند كه توانایی حمل هر دو نوع تسلیحات اتمی و غیراتمی را به علاوه موشك های هدایت شونده GAM را داشتند. بعدها این پرندگان به بمب های خوشه ای CBU/87/B نیز تجهیز شدند. 

گروه ۳۰ : (Block 30) این هواپیماها از كامل ترین بمب افكن های نیروی هوایی به حساب می آیند. اولین فروند از گروهان ۳۰ در 7 آگوست سال ۱۹۹۷ تحویل داده شد. این بمب افكن ها نسبت به گروه های ۱۰ و ۲۰ بسیار پیشرفته تر بودند و توانایی حمل انواع تسلیحات را داشتند و همچنین فناوری رادارگریزی ( Stealth ) در آنها در نهایت دقت و به صورت بهینه انجام شده بود

این هواپیما كه بیشتر شبیه یک بال پرنده است توانایی پرواز تا ارتفاع پنجاه هزار پایی و قابلیت سوختگیری در آسمان را نیز دارد. با یك بار سوختگیری می تواند شش هزار مایل دریایی(یك مایل دریایی برابر با ۱۸۵۲ متر است) یعنی حدود ۹۶۰۰ كیلومتر را طی كند و این امر قدرت رسیدن به هر نقطه ای از این كره خاكی را به او تنها در چندساعت اهدا می كند. این هواپیما از بالا حالت W شكلی دارد. 

این هواپیما توسط چهار موتور قدرتمند توربوفن شركت جنرال الكتریك با مدل F118-GE-100 تجهیز شده كه تمامی موتورها به صورت دو به دو در داخل بدنه جای داده شده اند. هركدام از موتورهایش ۱۷۳۰۰ نیوتن نیرو فراهم می كنند و با چنین نیروی بالاییست که سرعتی نزدیك سرعت صوت به دست می آید. این موتورها مجهز به سیستم كنترل حرارت هستند تا كمترین حرارت را از خود نشان دهند و رادارهای حساس حرارتی دشمن نتوانند آنها را به آسانی ببینند. 

یك رادار بسیار قوی به نام ریثون Ratheon An/APQ-181 بر روی B-2 نصب شده است كه یك رادار چندمنظوره است. این رادار تمامی تست های خود را در پایگاه هوایی ادواردز به خوبی گذرانده است و کاملا مطمئن و قابل اطمینان است. سیستم های ناوبری را شركت راكول كالینز ( Rockwell Collins ) طراحی كرده است. سامانه تاكتیكی با مشخصه TCN-250 را ساخته و سیستم كنترل فرود نیز که VIR-130A نام دارد توسط این شرکت طراحی و ساخته شده است كه بسیار دقیق و هوشمند است. تجهیزات ارتباطی را نیز شركت راكول پشتیبانی كرده است و حتی یك ماهواره مخصوص ، که مسئولیت کنترل ، هدایت و ارتباط بین تمام بی دو های در حال پرواز در ماموریت های گروهی را به عهده دارد ، توسط این شرکت ( راکول ) برای پشتیبانی بهتر در مدار قرار داده شده است . 

این پرنده دو سرنشینه است. خلبان در صندلی سمت چپ می نشیند و فرمانده عملیات در صندلی راست مستقر می شود. به همین لحاظ B-2 به نسبت B-1b كه نیازمند فرماندهی چهار خدمه و یا B-52 كه باید پنج خدمه داشته باشد، پیشرفته تر است. محل سوخت گیری هوایی درست در پشت كابین خلبان قرار دارد و به دلیل دید بسیار كم خلبان ، سوخت گیری در آسمان با B-2 بسیار مشكل است. و از این خصوصیت به عنوان یکی از معایب این پرنده زیبا یاد میکنند . 

تمامی مشخصات رادارگریزی ( Stealth ) به صورت پیشرفته در آن به چشم می خورد. فناوری كم كردن سطح مقطع راداری ( Radar Cross Section ) به گونه ای كاملاً جدید و با همراهی طراحی آیرودینامیكی بی نظیر B-2 توسط مهندسان نورثروپ گرومن انجام گرفته است. همچنین تمركز خاصی بر مواد جاذب امواج ( Radar Absorbent Material ) در بدنه B-2 دیده می شود. اطلاعات خاصی از فرمول و چگونگی این مواد نداریم و فرمولش به صورت سری در بایگانی نیروی هوایی آمریكا نگهداری می شود و تا کنون نیز فاش نشده است . این مواد تقریباً تمامی انرژی امواج راداری كه با بدنه برخورد می كنند را جذب می كنند و اجازه برگشت به آنها را نمی دهند. 

به احتمال خیلی قوی هرچه هست استفاده از نوعی آلیاژ خاص در بدنه باعث رنگ سیاه این شبح شده است . چون آنگونه که میدانیم سطح این هواپیما فاقد هر گونه رنگ است . 

با چنین وضعیت (حالت های خاص رادارگریزی) و ارتفاع پرواز بسیار بالای آن، كمتر راداری است كه بتواند به راحتی به وجود این شبح در آسمان پی ببرد و به راستی كه لقب بسیار شایسته ای برای او انتخاب كردند. 

هزینه نگهداری این هواپیماها بسیار بالاست . مواد به كار رفته ، هزینه طراحی ها و سیستمهای آن به اندازه ای است كه هر فروند از آنها بالاتر از ۲ میلیارد دلار قیمت گذاری شده اند. و این قیمت حدودا معادل قیمت مقداری طلا هم وزن یک هواپیمای بی دو است . 

در سال ، ۱۹۹۹ قیمت یک فروند از این هواپیما 2.1 میلیارد دلار اعلام شد. 

نکته قابل توجه دیگر اینکه تنها هزینه تحقیقات برای ساخت این هواپیمای قول پیکر چیزی در حدود یك میلیارد و ۵7۶ میلیون دلار بوده است . 

درآمد نفتی ایران سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار است كه در این صورت ، ایران بدون هیچ خرجی در سال تنها قادر به خرید ۱۰ فروند از این هواپیمای بمب افكن غول پیكر نامرئی است .( البته این هزینه بدون محاسبه هزینه های نگه داری و به پرواز در آوردن این هواپیماست ) 

نخستین عملیات اجرایی نظامی بی دو عملیاتی در خاک صربستان بود . این شبه فولادین ( یا بهتر بگوییم آلیاژین ) عملیات پروازی ای را كه با هدف تخریب یک سوم خاك صربستان انجام شد با موفقیت کامل به اتمام رساند و سالم به خاك آمریكا بازگشت.این عملیات عملیاتی بدون توقف از پایگاه میسوری آمریکا ( Missouri usaf ) به کزوو و دوباره بازگشت به پایگاه میسوری بود که با موفقیت کامل به انجام رسید . 

پس از عملیات كوزوو ، نوبت به پرواز بر فراز آسمان افغانستان رسید و این ماموریت نیز با رفت و برگشتی بدون توقف و بی هیچ مشکلی به انجام رسید و به این ترتیب طولانی ترین عملیات B-2از پایگاه وایت من ( White Man ) در میسوری تا افغانستان به ثبت رسید. 

در سال1999 B-2 برای انجام عملیاتی دیگر به سوی یوگسلاوی به پرواز درآمد. تنها اشتباه B-2 در این عملیات منهدم ساختن سفارت چین در بلگراد بود كه که بار دیگر موجب افزایش خصومت چین با آمریکا شد . هر چند فرماندهان عملیات در پاسخگویی درخصوص این اشتباه «نقشه های قدیمی شهر» را توجیهی برای انهدام سفارت چین اعلام كردند و با اطمینان به رئیس جمهور آمریكا اعلام كردند كه مشكل اصلاً مربوط به سیستم های B-2 نبوده بلكه نقشه هایی كه در اختیار خلبان قرار گرفته، قدیمی بود. 

اما در مورد جنگ عراق (2003) پیش از آغاز نبرد مسئولان پروازهای بی دو گفته بودند که : فرماندهان نظامی آمریكا می توانند نهایتاً پس از ۵ ساعت بعد از صدور فرمان خود، پرواز پر رعب و وحشت اشباح را برفراز بغداد مشاهده كنند. 

اما در طول این جنگ خبر قابل توجهی از بکار گیری و پرواز این شبه رعب آور بر فراز بغداد از طرف مسعولان آمریکایی منتشر نشد و این بار هم هواپیماهای بی دو برای بار دیگر جای خود را به پدران خود ( b-52 ) دادند . 

تنها خبر رسمی مخابره شده محدود به یک مورد میگردد که در آن آمده است : 

یک مورد، یک هواپیمای بی-2 آمریکا که از پایگاه خود در میسوری برخاسته بود تا سفر رفت و برگشت بدون وقفه 34 ساعته به عراق را طی کند، حدود 80 بمب حدودا 250 کیلوگرمی بر یک پایگاه نظامی عراق تخلیه کرد 

B-2 تمامی تسلیحات خود را به صورت داخلی حمل می كند تا سطح مقطع راداری ( Radar Cross Section ) اش بسیار كم شود. همچنین دو محفظه جدای تسلیحاتی هم در وسط بدنه دارد . و توانایی حمل ، بالای چهل هزار پوند تسلیحات را دارد. 

B-2 در آزمایشاتی كه اخیراً انجام داده موفق به پرتاب موشك های اتمی B-61 و B-83 شده است. همچنین موشك نفوذی اتمی B61-11 را نیز با موفقیت رها ساخته و بعدها حتی موشك پیشرفته هدایت شونده AGM-129 را نیز با خود حمل كرده است. 

در کل در مورد تسلیحات قابل حمل توسط این هواپیما میتوان گفت که این بمب افکن غول پیکر توانایی حمل و بکارگیری : 

۱۶ موشك اتمی B61 (موشك اتمی نفوذكننده به عمق زمین ) * 

۱۶ موشك اتمی B83 (موشك اتمی سقوط آزاد) 

۱6موشك اتمی AGM-129 ACM (موشك اتمی پیشرفته كروز با برد تخمینی ۱۵۰۰ مایل) **

۱۶ موشك اتمی AGM-131 SRAM2 

80 موشك غیراتمی MK82 

16 موشك غیراتمی MK82 

36 موشك غیراتمی CBU87 

36موشك غیراتمی CBU89 

36موشك غیراتمی CBU97 

۸ موشك موقعیت یاب GBU27 

12 موشك موقعیت یاب JDAM *** 

۸ موشك موقعیت یاب - _JSOW 154 AGM 

8 موشك موقعیت یاب AGM-137TSSAM 

را در خود دارد . 

تمامی خلبانانB-2 آموزش دیده موسسه هاگز هستند . مدتی پیش مگ ملوین دیل ( mag Melvin deaile) بهترین خلبان این هواپیما شناخته شد و موفق به دریافت نشان خلبان خارق العاده ( Exceptional Pilot ) گردید . 

این خلبان در جریان حمله به افغانستان توانست به طور متوالی و یک سره و بدون توقف به مدت 44 ساعت با این هواپیما پرواز کند. در این مدت او سوخت مورد نیاز خود را از طریق هوا دریافت میکرد . 

او قبلا خلبان B-52 بوده و از سال ۱۹۹۸ شروع به پرواز با B-2 کرده است . 

جدول مشخصات : 

نام : B_2 spirit 

نوع : بمب افکن سنگین چند منظوره استراتژیک 

موتور : چهار موتور توربوفن مدل F-118, GE-100 ساخت کارخانه جنرال الكتریك 

نیروی پیشران: 17300 نیوتن برای هر موتور 

وزن در هنگام برخاست ( ماکزیمم ) : ۳۳۶۵۰۰ پوند (۱۵۲۶۳۵ كیلوگرم) 

وزن بار مفید : ۴۰ هزار پوند (۱۸1۴۴ كیلوگرم) 

سقف پروازی : 50000 پا ( 15152 متر ) 

برد : 6000 مایل دریایی ( 9600 کیلومتر ) با یک بار سوختگیری روی زمین 

و 10000 مایل دریایی ( 18500 کیلومتر ) با یک بار سوخگیری مجدد در هوا 

سرعت : 

1 - در سطح دریا ۵۶۰ مایل بر ساعت یا ۹۱۵ كیلومتر بر ساعت 

2 - در ارتفاع ۴۰ هزار پایی (۱۲۱۹۵متری) ۶۳۰ مایل برساعت یا ۱۰۱۰ كیلومتر 

ابعاد : 

طول: ۶۹ فوت (20.9 متر) 
ارتفاع: ۱۶ فوت (5.1 متر) 
فاصله بین دو سربال: ۱۶۲ فوت (52.12 متر) 
مساحت سطح بال: 5.‎۴۶۴ متر مربع 

محصول : 

شرکت نورثروپ گرومن ایالات متحده امریکا 

با همکاری شرکتهای بوئینگ، گروه سیستم های راداری هاگز ، موسسه آموزشی هاگز ، شركت موتورسازی جنرال الكتریك ، شركت راكول كالینز با همکاری نیروی هوایی ایالات متحده و ... 

* این موشک ها موشک هایی با وزن حدود 900 کیلو گرم است که این نوع موشک در گذشته هرگز به کار گرفته نشده بود و توسط لیزر، ماهواره و سیستم های داخلی هدایت می شود 

** هر فروند موشک کروز ، یک میلیون دلار برای ارتش آمریکا هزینه دارد که علاوه بر 

هواپیماهای B-2 ازروی ناوهای جنگی آمریکا هم پرتاب می شد. به عنوان مثال در جنگ عراق (2003) بیش از 750 عدد از این موشک ها از روی ناوهای مستقر در خلیج فارس پرتاب شده است . 

) Jdam یا Joint Direct Attack Munition *** موشک های جی دم ( 

"جی دم" یک موشک معمولی پانصد یا هزار کیلویی است که با تعبیه تجهیزاتی در انتهای آن، به موشکی هوشمند بدل می شود.این تجهیزات شامل ملخ هایی است که توسط ماهواره و سیستم های داخلی کنترل می شود و به موشک امکان مانور می دهد.این وسیله ، موشک را به یک سلاح دقیق با ضریب خطای 12 متر یا کمتر (نسبت به هدف)، تبدیل می کند. 
.به گفته یک فرمانده آمریکایی، در مواردی که از اهداف بمباران شده عکس برداری شد 99 درصد موشک ها به هدف خورد.یک امتیاز دیگر این موشک ها، هزینه نسبتا پایین آنها در مقایسه با سایر سلاح هاست. این موشک حدود 20 هزار دلار هزینه دارد.

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/15 و ساعت 3:22 PM |
 نیروی هوایی اسراییل درهنگام معرفی هواپیمای سوخوی33 (=Su27k) به نتایج یک شبیه سازی اشاره شده است که این شبیه سازی در دانشگاه افسری نیروی هوایی اسراییل در سال2002 میلادی صورت گرفته است و هدف از آن مقایسه کارایی هواپیمای سری فلانکر و هواپیماهای F-14/15/16/22 با توجه به نوع وظایف بوده است و بدون اشاره به توضیحات بیشتری از این شبیه سازی اعلام مینماید با توجه به نتایج این شبیه سازی هواپیمای سوخوی33 موفق شده است هواپیمای F-14  را مغلوب نماید و اشاره دیگری به سایر نتایج این شبیه سازی مابین سایر هواپیماها نشده است . 
http://www.iaf.org.il/Templates/Journal/Journal.IN.aspx?lang=HE&lobbyID=50&folderID=621&subfolderID=623&docfolderID=625&docID=19924
با وجود  آنکه جزئیات بیشتری از این موضوع در این پایگاه اینترنتی منتشر نشده است  اما در منابع دیگر به جزئیاتی هر چند مختصر میتوان دست یافت هر چند که این نتایج که در منابع گوناگون درج شده است تا حدی از نظر درصد های عنوان شده برای شبیه سازی متفاوت هستند اما همگی نتایج را یکسان اعلام نموده اند . شما را به مطالعه آن دعوت میکنم : 

 در یک پژوهش و در گیری  شبیه سازی شده رایانه ای که در سال 2002 میلادی در دانشگاه افسری نیروی هوایی اسراییل میان دو هواپیمای سوخو 33 (SU-27 K= )  و هواپیمای F-14  دو هواپیمای مورد استفاده در نیروی دریایی روسیه و ایالات متحده انجام شد هواپیمای سوخوی33 موفق شد هواپیمای F-14 را مغلوب سازد . در این پژوهش و شبیه سازی رایانه ای که بر اساس آخرین مشخصات فنی و تغییرات صورت گرفته در این دو هواپیما در آن تاریخ انجام شده بود هواپیمای F-14 با نیروی محرکه F110-GE-400  و موشک های اسپارو(AIM-7) و سایدواندر  (AIM-9)و فونیکس (AIM-54) و.... 



و  هواپیمای سوخوی33 با نیرو محرکه AL-31 F و موشکهای(R-27 (AA-10 و R-73 (AA-11) و  R-60  و... مجهز بودند . 


  در این ابتدا بر اساس مشخصات فنی و ساختار ظاهری  اعلام شده رایانه اعلام  هواپیمای سوخوی33 تا 30 % از قدرت مانور بیشترنسبت به هواپیمای اف 14 برخوردار است . این دو هواپیما در 4 فاصله مختلف به روشهای گوناگون  مختلف با هم درگیر شدند فواصل عبارتند از : 
1-    فواصل بسیار دور  100-70 مایل 
2-    فواصل دور 70-30 مایل 
3-    فواصل نزدیک 30- 5 مایل 
4-    فواصل بسیار نزدیک 5 مایل یا کمتر 
این دو هواپیما در این فواصل در حالتهای گوناگون با هم درگیر شدند و این دو هواپیما در نبردهای با فاصله بسیار دور( = اولین گزینه ) و فاصله  دور ( = دومین گزینه ) نتایج نزدیک به هم کسب نمودند و صد البته هواپیما F-14 به لطف موشک فونیکس (AIM-54) تا حدودی برتر از هواپیمای سوخوی33 نشان داد . در نبرد با فاصله بسیار دور( = اولین گزینه )  از 15 موشک فونیکس شلیک شده در حالات مختلف درگیری  به سوی هواپیمای سوخوی 33 این هواپیما در 6 مورد( در شبیه سازی )  توانست با موفقیت خطر را دفع نماید با استفاده از 3 عامل : 
1-    سیستم مناسب اعلام خطر و آگاهی خلبان از شرایط در موقعیت مناسب 
2-    فاصله بسیار موشک شلیک شده تا هدف (100-70 مایل ) 
3-    سرعت و قدرت مانور بسیار مناسب و قابل توجه این هواپیما 
در درگیریهای با فاصله بسیار دور ( = اولین گزینه) از 6 مورد موفقیت هواپیمای سوخوی 33 در دفع خطر موشک فونیکس 4 مورد در حالتی بودند که این موشک از پشت به این هواپیما شلیک شده است و 2 مورد نیز از جوانب و در حالی که هواپیما در ارتفاع بیشتری از موشک شلیک شده قرار داشته بوده است . در4 حالت موفقیت هواپیمای سوخوی  33که موشک شلیک شده از پشت به سوی هدف رها شده است در 2 مورد به علت تحرک خوب هواپیمای سوخوی 33 موشک بعلت اتمام سوخت از ادامه ماموریت خویش باز مانده است و در حقیقت دومین عامل یعنی " فاصله بسیار موشک شلیک شده تا هدف (100-70 مایل ) " عامل شکست موشک شلیک شده بوده است و در2 مورد موفقیت که موشک شلیک شده از جوانب و در ارتفاع کمتری به سوی هدف رها شده است دلیل  موفقیت هواپیمای سوخوی 33 سومین عامل یعنی " قدرت مانور بسیار مناسب و قابل توجه این هواپیما " بوده است  . در مقابل هواپیمای F-14توانست تنها در 4 مورد از 15 مورد خطر موشک شلیک شده را دفع نماید . اما با این وجود و با توجه به موارد دیگر نتایج بدست آمده از درگیری این دو هواپیما در فاصله بسیار دور در صد موفقیت  هواپیمای  F-14 با 54%  و هواپیما سوخوی 33 با 46% تعیین شد . 
در درگیریهای با فاصله دور ( = 70-30 مایل) بهترین نتایج برای هواپیمای F-14 بدست آمدو از 15 موشک شلیک شده به سوی هواپیمای سوخوی33 این هواپیما موفق شد تنها 3 بار به سلامت خطر را دفع نماید و در مقابل هواپیمای F-14 نیز تنها در 3 مورد موفق شد خطر موشک های شلیک شده به سوی خود را دفع نماید  و درصد موفقیت هواپیمای F-14 با 58% و هواپیمای سوخوی33 با 42% تعیین گردید . 
در درگیریهای با فاصله نزدیک(= 30- 5 مایل ) هواپیمای سوخوی 33 با استفاده از ساختار انعطاف پذیر خود توانست به خوبی از خود دفاع نماید و در پایان این مرحله درصد موفقیت هواپیمای F-14 با 41% و هواپیمای سوخوی 33 با 59% تعیین گردید . 
در درگیریهای بسیار نزدیک( = کمتر از 5 مایل = داگ فایت ) هواپیمای F-14 فرصتی برای نشان دادن قابلیت های خود ( در مقایسه با هواپیمای سوخوی 33 ) نیافت و این درگیری عرصه خود نمایی هواپیمای سوخوی 33 بود و در پایان درصد موفقیت هواپیمای F-14 با 38% و سوخوی 33 با 62 % تعیین گردید . 
در پایان  و در مجموع توانست با 53% شانس موفقیت نسبت به 47% هواپیمای F-14 را شکست دهد . 

نکات این شبیه سازی : 

عوامل موفقیت هواپیما : 
منظور از آن سنجش و تعیین درصد برای عوامل موثر در موفقیت یک هواپیما که 3 عامل عمده و کلی در نظر گرفته شده است 
عواملی که در موفقیت هواپیمای و سوخوی 33 و  F-14نقش داشته اند که شامل شرایط مطلق و نسبی میباشد و منظور از شرایط مطلق آن است که هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت هواپیما ایفای نقش نماید و منظور از شرایط نسبی نیز آن است که در یک شرایط ویژه ( به مانند درگیری با یک هواپیما مورد نظر به مانند این مبحث هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت هواپیما ایفای نقش نماید) اعداد درون پرانتز درصد مطلق میباشند و درصدهای خارج درصدهای نسبی که منظور از آن درصدهای تعیین شده برای آن شرایط ویژه که درگیری با هواپیمای مورد نظر در این مبحث است میباشد : 

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای F-14  نقش داشته اند : 
1 - سیستم شناسایی و  هدایت و هدف گیری و.... به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما:  44%  (41%) 
2- موشک های مورد استفاده :  36%  (34%) 
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 20% (25%) 

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای سوخوی 33 نقش داشته اند : 
1- سیستم شناسایی و  هدایت و هدف گیری و.. به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما:  39% (34%) 
2- موشک های مورد استفاده :  25% (19%) 
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 37% (47%) 

با بررسی عوامل موفقیت هر هواپیما میتوان به نتایجی جالب و صحیحی رسید . بیشترین عامل موفقیت هواپیمای F-14 دومین عامل یعنی موشکهای مورد استفاده در این هواپیما با 36% بوده است اما در مورد هواپیمای سوخوی33 سومین عامل یعنی نیروی محرکه و انعطاف پذیری با 37% بوده است . اگر شما از نتایج این شبیه سازی پیش از اعلام درصدهای مختلف ارائه شده بود هم آگاه نبوید باز هم میتوانستید تا حد قابل توجهی نتایج را صحیح پیش بینی نمایید . به عنوان نمونه میتوانستید با توجه به نقاط قدرت هر هواپیما بگویید نتایج حاصل از درگیری این دو هواپیما در فواصل بسیار دور و یا بسیار نزدیک چگونه خواهد بود . هر جا که هواپیما قادر به استفاده از نقاط قدرت خود باشد بدون شک نتایج بهتری را کسب خواهد نمود با توجه به نقطه قدرت هواپیمای F-14 که موشکهای آن ( بیشتر AIM-54) با 36 % درصد میباشد میتوان نتیجه گرفت که هرگاه این هواپیما ( = F-14 ) در شرایطی باشد که بتواند بهتر از موشکهای خود استفاده نماید نتایج بهتری را کسب خواهد نمود که اگر به نتایج اعلام شده از درگیری در فواصل مختلف این هواپیما با هواپیمای سوخو33 دقت نمایید میبینید که نمودار حاصل از موفقیت هواپیمای F-14  رابطه مستقیم با موشک فونیکس دارد و مهمترین نقطه قدرت این هواپیما در این درگیری با هواپیمای سوخوی33 همین موشک بوده است و در هر شرایطی که این هواپیما قادر به استفاده مناسبتر و بیشتر از این موشک بوده است نتایج بهتری را کشب نموده است شما با مراجعه به نتایج حاصله در فواصل مختلف درگیری این دو هواپیما خواهید دید در اولین گزینه که فواصل بسیار دور ( =100-70 مایل ) و دومین گزینه فواصل دور (70-30 مایل ) هواپیمای F-14 بهترین نتایج را کسب نموده است زیرا در اولین و دومین گزینه بهترین شرایط برای استفاده از نقاط قوت خود را بدست آورده است و حتی میتوان نتایج دقیقتر و علمی تری را نیز مشاهده نموده در اولین گزینه که در گیری این دو هواپیما با هم در فواصل ( 100-70 مایل) بوده با توجه به نقطه قدرت هواپیمای مقابل که هواپیمای سوخوی33 است و مهمترین نقطه قدرت او نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر میباشد هواپیمای سوخوی33 توانسته از این نقطه قدرت خود بیشترین بهره را ببرد و از 15 موشک فونیکس شلیک شده به سوی او در 6 مورد به سلامت خطر را دفع نماید و تعداد موفقیت هواپیمای سوخوی 33 در دفع خطر در دومین گزینه تنها به 3 مورد محدود شد . البته شما میتوانید با مرور علل و عوامل موثر در این موفقیت سوخوی33 که در مطلب اصلی ذکر شده است به نتایج دیگری نیز دست یابید . با مشاهده درصد موفقیت هواپیمای F-14 در هر مرحله مشاهده خواهید نمود بیشترین درصد موفقیت این هواپیما در دومین گزینه که درگیری در فواصل دور (70-30 مایل ) است میباشد پس میتوان نتیجه گرفت بهترین حالت درگیری با هواپیماهای گوناگون و نقاط قدرت و ضعف انها و هواپیمای F-14بهترین شرایط برای درگیری هواپیمای  F-14با هواپیماهای دیگر در شرایط مختلف درگیر شدن هواپیمای F-14 با آنان در  فواصل (70-30 مایل ) میباشد و با توجه به سیستم هشدار دهنده و رادار قدرتمند این هواپیما امکان درگیری در این فواصل با هواپیماهای دشمن برای این هواپیما (=F-14 ) مقدور میباشد . 
شما با مطالعه نقاط قدرت هواپیمای سوخوی33 که سومین عامل یعنی نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر آن با 37% میباشد  میتوانید به نتایج مشابه آنچه که درباره هواپیمای F-14 گفته شد دست یابید آنجا که این هواپیما قادر به استفاده مناسب و بیشتر از قابلیت های خود را داشته باشد بهترین نتایج را کسب خواهد نمود با نگاه دوباره به نتایج درگیری این هواپیما و هواپیمای F-14 میتوان مشاهده نمود بهترین نتایج برای این هواپیما در فواصل نزدیک(= 30- 5 مایل ) و فواصل بسیار نزدیک و کمتر از 5 مایل میباشد که هواپیمای سوخوی33 با استفاده از چالاکی خود که نتیجه ساختار انعطاف پذیر خود میباشد براحتی هواپیمای F-14را مغلوب نموده است  و نتایج بسیار دیگر که با دقت و تامل بسیار میتوان بدان دست یافت . 
اما بد نیست اشاره کوتاهی درباره شرایط مطلق و نسبی که از آن در ابتدای مطلب عنوان شد داشته باشیم باردیگر به عوامل موفقیت هواپیماهای سوخوی 33 و F-14 دقت نمایید : 

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای F-14  نقش داشته اند : 
1 - سیستم شناسایی و  هدایت و هدف گیری و.... به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما:  44%  (43%) 
2- موشک های مورد استفاده :  36%  (34%) 
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 20% (22%) 

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای سوخوی 33 نقش داشته اند : 
1- سیستم شناسایی و  هدایت و هدف گیری و.. به طور کلی فناوریهای مورد استفاده در این هواپیما:  39% (34%) 
2- موشک های مورد استفاده :  25% (19%) 
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 37% (47%) 

عوامل مختلفی که در اینجا به 3 دسته کلی تقسیم شده اند هر کدام در شرایط مختلف میتوانند  نقش کمتر و یا بیشتری در موفقیت یک هواپیما بر عهده داشته باشند و درصد مطلق عبارت از نقشی است که با توجه به تمام شرایط میتوانند در موفقیت یک هواپیما ایفا نماید میباشد .  در مقایسه دو هواپیمای سوخوی 33 و هواپیمای F-14 مشاهده مینمایید که بیشترین تکیه هواپیمای سوخوی33 بر نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر خود با 47% میباشد و هواپیمای اف14 بیشترین تکیه را سیستمهای شناسایی و ... و به طور کلی فنآوریهای در اختیار خود با 41% دارد هواپیمای  F-14 بیشترین تکیه را بر فنآوری خود دارد در حالی با دقت در نقش سیستمهای شناسایی و ... به طور فنآوریهای استفاده شده در هواپیمای سوخوی 33 فنآوریهای مورد استفاده در این هواپیما تنها به میزان 34% در موفقیت این هواپیما نقش دارند و نشان از تفاوت نزدیک به 10% اختلاف سطح فنآوری موجود در هواپیمای سوخوی33 نسبت به هواپیمای F-14 میباشد و سعی شده با استفاده از ساختار انعطاف پذیرتر این نقیصه در هواپیمای سوخوی 33 برطرف شود . بدون شک اگر از قدرت انعطاف پذیری هواپیمای سوخوی33 به هر دلیل کاسته شود این هواپیما مغلوب هواپیمای F-14 خواهد گردید زیرا از نظر فنآوریهای موجود نسبت به هواپیمای F-14 در سطح پایین تری قرار خواهد داشت . 
اما درصد نسبی نیز بر اساس شرایط تعیین میگردد که هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت یک هواپیما نقش داشته باشد به عنوان مثال اگر هواپیمای F-14 در درگیری با هواپیمای میگ29 شرکت نماید با توجه به اینکه هواپیمای میگ 29 از نیروی محرکه و ساختاری انعطاف پذیر به مانند هواپیمای سوخو33 برخوردار نیست بدون شک عوامل تاثیذ گزار بر موفقیت هواپیمای F-14 از لحاظ درصد دچار تفاوت خواهند شد و نتایج بسیار دیگر که با دقت و تامل میتوان بدان دست یافت . 

از دلایلی که میتوان برای انتشار نتایج شبیه سازی درگیری هواپیماهای سوخوی33 و   F-14برخلاف سایر نتایج نام برد این که این هواپیما در آستانه خروج از خدمت قرار داشته ( سال2002 میلادی) و اعلام نتایج آن تاثیری بر روند و شرایط آینده نخواهد داشت هر چند که اطلاعات منتشر شده از این شبیه سازی و مقایسه همانگونه که عنوان شد فاقد هر گونه اطلاعات دقیق فنی بوده است . 

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/15 و ساعت 3:19 PM |

هر جنگنده ای یا به طور کلی هر هواپیمایی، ویژگی یا خصوصیتی دارد که به وسیله آن برتری خود را بر رقیبانش اثبات می کند. اما جمع شدن تمام ویژگی ها و صفات مطلوب برای یک جنگنده در یک هواپیمای به خصوص، قدری مایه شگفتی است، اما واقعیت هم دارد و این مسئله در هواپیمای جنگنده ی اف-15 ایگل، رویایی حقیقی است.


F-15 Eagle

هواپیمای F-15 مشهور به عقاب آسمان ها


باز هم باید به سال های جنگ سرد برگردیم، چرا که بی شک در این سالها، بزرگترین تحولات در علم هوانوردی روی داد و برای تشریح این تحولات، توصیف حال و هوای آن دوران، امری اجتناب ناپذیر است. در آن دوران، پس از آشکار شدن ضعف هواپیمای اف-4 فانتوم در برابر جنگنده های جدید روسیه، هواپیمای اسطوره ای اف-14 تامکت به خدمت نیروی دریایی آمریکا در آمد، اما نیروی هوایی همچنان از فانتوم های قدیمی استفاده می کرد. بسیاری از جمله خود شرکت گرومن به نیروی هوایی به خدمت گرفتن تامکت را پیشنهاد کردند، اما چه بهتر که نیروی هوایی هیچگاه این پیشنهاد ها را نپذیرفت چرا که نتیجه آن شد که هواپیمایی نوین به نام اف-15 ایگل که مخصوصاً برای نیروی هوایی و جنگ های هوا به هوا طراحی شده بود، متولد گردید.


هواپیماهای F-15 در حال حمل موشک های اسپارو و در حال پرواز جمع


به راستی F-15 چگونه جنگنده ای است

هواپیمایی که توسط شرکت مک دانل داگلاس طراحی شده بود، می توانست به شایستگی از عهده هر گونه جنگ هوایی برآید، خواه که این نبرد یک نبرد نزدیک یا Dog Fight یا خواه یک نبرد دور یا ماورای دید بصری یا BVR بود. شرکت مک دانل داگلاس برای طراحی اف-15، از شیوه های طراحی بال با جدید ترین متد های آیرودینامیکی بهره جست. اما با وجود این، در نخستین پروازهای این جنگنده که از 27 جولای 1972 آغاز شد، اشکالاتی همچون ناپایداری و لرزش شدید در بال ها در سرعت های نزدیک به سرعت صوت ظاهر گشت که بعداً با طراحی دوباره لبه حمله و لبه فرار بال و همچنین تغییراتی در پروفیل آن، این مشکلات نیز تا حدود زیادی برطرف گردید. اگرچه استفاده از فلز تیتانیوم که به مراتب از فولاد سبک تر و مقاوم تر است و همچنین به کاربردن دریچه های ورودی موتور متغیر، اجازه دستیابی به سرعت های بالای 2.5 ماخ را به اف-15 می داد، اما اجازه پرواز با این سرعت در حالی که هواپیما به طور کامل با تسلیحات مختلف لود شده است مشکلاتی را برای ادامه پرواز به وجود می آورد. بدین ترتیب، سرعت هواپیمای اف-15 در حالت مسلح به 1.78 ماخ محدود شده است و کامپیوتر های کنترل کننده سرعت، اجازه دستیابی به سرعت های بالاتر را به خلبان نمی دهند. طراحی هواپیمای اف-15، انقلابی در در طراحی کاکپیت هواپیماهای جنگنده نیز به شمار می آمد. این هواپیما با در اختیار گذاشتن کاکپیتی وسیع، دید بسیار عالی را برای خلبان فراهم آورده و نشان دهنده ها در بهترین وضعیت ممکن برای راحتی خلبان در جای خود قرار داده شده اند. پس از تولید 410 فروند از مدل های A و مدل آموزشی B از این هواپیمای تاکتیکی قدرتمند، مدل های C و Dنیز با تغییراتی چون موتورهای نیرومندتر و رادار جدید AN/APG-70 معرفی شدند. در این میان، مدل C به محبوبترین مدل این هواپیما در بین دارندگان این جنگنده خوش ساخت تبدیل گردید. علاوه بر تغییرات مذکور، مدل C این هواپیما توانایی حمل دو مخزن سوخت اضافه در زیر هواکش موتورها را نیز دارابود که به نوبه خود، تاثیر به سزایی در افزایش برد این هواپیما در یک پرواز بدون سوخت گیری هوایی را داشتند. جالب این جاست که این هواپیما با سوخت گیری هوا به هوا می تواند مدت 15 ساعت تمام به انجام ماموریت به پردازد. اهمیت این مسئله هنگامی روشن می شود که بتوانید فشاری را که در چنین مدتی طولانی بر موتورها، سازه هواپیما و دستگاههای الکترونیکی هواپیما وارد می آید، تصور کنید. گفتنی است که اف-15، به داشتن محکم ترین بدنه جنگنده در دنیا مشهور است، چرا که بدنه ی این هواپیما در مانورهای جی شدید، می تواند تا بالای 9 جی یا 9 برابر شتاب جاذبه زمین را تحمل کند. اگر این مسئله به خوبی برایتان قابل درک نیست، باید اضافه کنیم که در این مانورها، وزن هواپیما به دلیل مقابله با شتاب جاذبه به حدود 225 تن می رسد!


هواپیماهای اف-15 ایگل در حال پرواز در فرمیشن


F-15 E-Strike Eagle یا اف-15 بمب افکن

پس از موفقیت های بزرگی که اف-15 بدست آورد، کم کم از گوشه و کنار صحبت طرحی که این جنگنده موفق را تبدیل به یک بمب افکن سبک نماید شنیده می شد. در آن زمان، تنها بمب افکن سبک نیروی هوایی یعنی هواپیمای اف-111 بازنشست شده بود و می بایست هرچه سریعتر، جای خالی این بمب افکن پر می شد. در ابتدا، نیروی هوایی مخالف تبدیل اف-15 به یک بمب افکن بود، چرا که اعتقاد بر این بود که با تبدیل این جنگنده به بمب افکن، قابلیت های رزمی آن در نبردهای هوا به هوا به شدت کاهش می یابد. اما پس از پیاده ساختن این طرح، نتیجه کاملاً برعکس از آب درآمد. بله، اف-15 پتانسیل تبدیل به یک بمب افکن موفق را در حالی که هنوز هم واقعاً یک «عقاب» بود داشت.


F-15E یا مدل بمب افکن هواپیمای اف-15


این مدل از اف-15، در جنگ عراق در سال 1991، نقش عمده ای را در بمباران اهداف معین شده بازی کرد. گفته می شد در آن زمان تنها دو هواپیما با آسودگی کامل به انجام عملیات بر فراز عراق می پرداختند: یکی هواپیمای F-117 که یک هواپیمای مخفی از دید رادار بود و دیگری، همین اف-15 سترایک ایگل بود که به دلیل مانور پذیری و چالاکی بی حد و مرزش، به راحتی می توانست پس از انجام عملیات، منطقه نبرد را ترک کرده و بدون هیچ آسیبی به پایگاه بازگردد. فیلم های واقعی که از نبرد این هواپیما در زمان جنگ عراق تهیه شده است، مو را بر اندام راست می کند. اما این در حالی است که خلبانان این هواپیما، اظهار کرده اند که عملیاتشان را با آسایش کامل انجام داده اند.


هواپیمای اف-15 ایگل در حال لندینگ یا فرود


F-15 با چه تسلیحاتی تجهیز شده است

هواپیمای اف-15 ایگل، همانند هواپیماهای قبلی نیروی هوایی، می تواند موشک های سایدویندر AIM-9 که یک موشک حرارت یاب است و همچنین موشک راداری اسپارو AIM-7 را حمل نماید، اما علاوه بر این موشک های همیشه در صحنه، موشک بسیار خطرناک و کشنده آمرام AIM-120 که یک موشک «شلیک کن، فراموش کن» است، می تواند روی هواپیمای اف-15 نصب شده و به راحتی سلطه آسمان پهناور را به «عقاب» واگذار نماید. چرا که حمل ترکیبی از این موشک ها به وسیله شاهین تیز پروازی چون F-15 دیگر جایی برای دیگر هواپیماها در آسمان باقی نمی گذارد.

 

سابقه نبردهای F-15 Eagle

1- اسرائیل، 1979: سرنگونی پنج فروند میگ سوریه

2- اسرائیل، 1981: حمله به راکتور هسته ای اوسیراک عراق

3- اسرائیل، 1982: حمله به لبنان توسط اسرائیل

4- عربستان سعودی، 1984: سرنگونی دو فروند فانتوم ایرانی به وسیله اف-15 های عربستان

5- اسرائیل، 1985: عملیات حمله اسرائیل به تونس

6- نیروی هوایی آمریکا، نیروی هوایی عربستان، 1991: شرکت در عملیات جنگ عراق

7- نیروی هوایی آمریکا، 1991: عملیات Northern & Southern Watch در جنگ عراق

8- نیروی هوایی آمریکا، 1995: عملیات در بوسنی و هرزگوین

9- نیروی هوایی آمریکا، 1998: عملیات روباه صحرا در عراق

10- نیروی هوایی آمریکا، 1999: عملیات در کوزوو به وسیله نیروهای متحد

11- نیروی هوایی آمریکا، 2001: عملیات جنگ افغانستان

12- نیروی هوایی آمریکا، 2003: عملیات آزادی عراق


هواپیماهای اف-15 در حال پرواز در کوهستان


مدل های مختلف F-15 Eagle

اولین نمونه ی هواپیمای اف-15 با نام F-15A به عنوان اولین نمونه این هواپیما به تعداد 355 فروند تولید گردید. مدل دو نفره یا مدل آموزشی این جنگنده با نام F-15B یا TF-15 به تعداد 57 فروند برای مقاصد آموزشی ساخته شد. مدل جدید این جنگنده یا سیستم های اویونیکی و موتورهای پیشرفته تر، با نام F-15C با برد بیشتر به تعداد 408 فروند توسط شرکت مکدانل داگلاس به تولید رسید. همچنین از همین مدل، مدلی آموزشی نیز با نامF-15D به تعداد 61 فروند طراحی و ساخته شد. مدل بعدی این هواپیما، مدل مشهور F-15E بود که همانطوری که گفته شد، دارای قابلیتهای چشمگیر هوا به زمین و توانایی بسیار در هدف قرار دادن اهداف زمینی بود. از هواپیمای اف-15، مدل های صادراتی نیز تولید گردید که از جمله ی آن ها می توان به اف-15 اسرائیلی، اف-15 های عربستان صعودی و اف-15 های ژاپن اشاره کرد که البته هواپیماهای ایگل ژاپن با کد J شناخته می شوند. همچنین، به تازگی، کره جنوبی نیز سفارش این هواپیما را به دولت آمریکا تسلیم کرده است که قرار است اف-15 های تحویلی به کره جنوبی، مدل نامیده شوند. در سال های اخیر، برنامه هایی نیز برای تولید نمونه ای از اف-15 با کد PDF برای ایفای نقش هواپیمای F-22 با هزینه کمتر در نظر بود که سرانجام لغو شد.


هواپیمای F-15E در حال حمل بمب های مختلف


هواپیمای اف-15 با آنکه بیش از 30 سال از حضورش در نیروی هوایی آمریکا و چندی از کشورهای دیگر می گذرد، اما بازهم جوان، نیرومند، سرحال و جنگنده می نماید. احتمال فراوان می رود که مدل های ابتدایی این جنگنده تا سال 2010 از خدمت بازنشسته شوند و مدل های جدیدتر نیز، پس از تکمیل حضور هواپیمای پیشرفته F-22، از خدمت نیروی هوایی ایالات متحده خارج شوند.

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/15 و ساعت 3:14 PM |

گفتگو با امیرسرتیپ خلبان عزیزنصیرزاده


پیش از پذیرفتن مسئولیت معاونت هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش، مدیر جنگال معاونت عملیات نهاجا و همچنین معاون اطلاعات نهاجا بوده است.

دستیابی به مهمات هوشمند؛ ایران در میان پنج نیروی هوایی برتر دنیا؛ شناسایی تمام نقاط آسیب پذیر ارتش دشمن؛ دستیابی به تکنولوژی سفید کردن رادارهای دشمن؛ ساخت موشکهای توانمندتر از فونیکس و ... از مهمترین مباحثی است که معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در گفتگو با خبرگزاری مهر مطرح کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، به بهانه فرا رسیدن هفته دفاع مقدس، هفته عشق به دین و وطن و هفته سلحشوری دلاور مردان ایران زمین با یکی از خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در دوران درخشان دفاع مقدس حماسه هایی جاوید را در پهنه آسمان آبی خلق کرد به گفتگو نشستیم.

امیر نصیر زاده متولد سال 1343 شهرستان سراب است. وی دوران تحصیلات متوسطه خود را در تهران گذراند و سپس در سال 1361 به استخدام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران درآمد و پس از فارغ التحصیلی از دانشکده خلبانی نیروی هوایی به گردان تاکتیکی هواپیمای "F14" پیوست.

وی پیش از پذیرفتن مسئولیت معاونت هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش، مدیر جنگال معاونت عملیات نهاجا و همچنین معاون اطلاعات نهاجا بوده است.

گفتگوی مشروح خبرنگارمهربا امیرسرتیپ خلبان عزیزنصیرزاده معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پی می آید:

*خبرگزاری مهر - گروه سیاسی: امیر،به عنوان نخستین سئوال بفرمائید که مهمترین دستاورد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران طی 30 سال گذشته چه بوده است؟

- مهمترین دستاورد نیروی هوایی ارتش طی 30 سال گذشته رسیدن به خودکفایی است، زیرا ما ازهمان روزهای آغازین جنگ به گونه ای حرکت کردیم که در تمام مراحل و حوزه های مختلف به سمت خودکفایی برویم و هم اکنون نیز دراین میسر گام بر می داریم ، مخصوصا در شرایط فعلی که فشار استکبار زیاد شده و به بهانه های مختلف نیز به دنبال حصراقتصادی و تحریم بویژه تحریم تجهیزات نظامی جمهوری اسلامی ایران است.

درحال حاضر شرایط به گونه ای شده است که حتی آنها ما را از استفاده برخی اقلام که استفاده دوگانه دارند محروم کرده اند. لذا الان وظیفه ما برای رسیدن به خودکفایی بسیار سنگین تر از گذشته شده است. البته در حال حاضر به لطف خدا و همت متخصصان و دانشمندان داخلی در اکثر حوزه ها بطور 100 درصد خود کفا شده ایم.

از شروع جنگ تمام کارشناسان معتقد بودند که نیروی هوایی ایران چند ماه بیشتر قابلیت جنگیدن را ندارد اما دیدیم که 8 سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشتیم وبخوبی جنگ را اداره کردیم و برتری هوایی خود را تا پایان جنگ حفظ کردیم. بعد از جنگ هم می گفتند که توان رزمی ایران تحلیل رفته و تعدادی از هواپیماهای آن آسیب دیده است اما باز می بینیم که بیش از 22 سال از جنگ گذشته وهمچنان توان پایگاه های هوایی ما نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه افزایش هم یافته است.

*به نظر شما مهمترین دستاورد اخیر نهاجا چه بوده است؟

- مهمترین دستاورد ما درسالهای اخیر تجهیز جنگنده بمب افکن هایمان به مهمات هوشمند است چراکه حتی برخی از کشورهای پیشرفته عضو ناتوهنوز به مهمات هوشمند دسترسی ندارند و جنگنده بمب افکن ها هم بدون تجهیزات پیشرفته راداری و مهمات هوشمند توانایی انجام عملیاتهای موفق آمیز نظامی را ندارند.

مهمات هوشمند قابلیت نقطه زنی را دارند بطوریکه یک بمب هوشمند کار 70 بمب غیرهوشمند را انجام می دهد ضمن اینکه حجم پرواز ها را هم کاهش می دهد، لذا دستیابی به مهمات هوشمند بسیار حائز اهمیت است. البته متخصصان ما هم برد این مهمات هوشمند را افزایش داده اند وهم قدرت نقطه زنی آن را که این روند همچنان ادامه دارد بطوریکه روز به روز بر قابلیت های آن افزوده می شود.

*امیر، هم اکنون نیروی هوایی در مقایسه با نیروی هوایی کشورهای دیگر از چه جایگاهی برخوردار است؟

- من می توانم به جرات بگویم که نیروی هوایی ما از نظر ابعاد گوناگون از جمله توان رزمی عملیاتی بسیار بالا غیر از یکی دو کشور صنعتی همتای سایر کشورهای دنیا است، به عبارتی دیگر نیروی هوایی ما جزء پنج شش کشور اول دنیا است. خیلی از کشورهای عضو ناتو توانمندی ما را ندارند به طوریکه همین سلاح و مهمات هوشمندی را که ما خودمان ساخته ایم و برای هواپیمای "F4" خود نصب می کنیم آنها به سایر کشورها واگذار می کنند تا این کار را برایشان انجام دهد.

این توانمندی برای ما خیلی ارزشمند است زیرا توان رزمی ما را ارتقاء می دهد بطوری که برای سوار کردن مهمات هوشمند دیگرنیازی به کشورهای خارجی نداریم.

من ازجزئیات توان رزمی کشورهای اروپایی که جزء ناتوهستند اطلاع دارم اینها آنچنان کشورهای قوی نیستند چراکه خودشان زیرچترحمایتی سازمانی به نام ناتو فعالیت می کنند و درشرایط بحران به تنهایی توانمندی لازم را ندارند لذا ما با توجه به هزینه ای که می کنیم هیچ کمبودی نداریم این در حالی است که برخی از کشورهای همسایه ما هزینه های بسیار هنگفتی را که بخش عظیمی از پول نفتشان است را برای تجهیز خود به تسلیحات و سلاح ها روز دنیا دارند ولی در حقیقت کارآیی لازم را ندارند چرا که بعضا خلبانهایشان خارجی هستند و انگیزه لازم را برای دفاع از خاک این کشورها ندارند. پس صرف هزینه کردن آنچنان مهم نیست بلکه انگیزه فردی که می خواهد از دین، کشور و حیثیت و آبرویش دفاع کند بسیار مهم تر است.

* برخی افراد معتقدند که ناوگان نیروی هوایی ما فرسوده است و در صورت نیاز توان پاسخگویی لازم را ندارد؟

- ببینید یک هواپیما از هزاران قطعه تشکیل شده که هر کدام از این قطعات نیزعمر مفید و قانونی دارد که بعد از اتمام عمر مفید آنها باید قطعات جدید را جایگزین قطعات فرسوده کنیم ما درحال حاضر نیازی به خرید تجهیزات جدید از کشورهای خارجی نداریم بلکه خودمان آنها را بازسازی می کنیم.

می توانم به جرات بگویم که با تلاش متخصصان، تجهیزات ما هنوز هم در خط مقدم تجهیزات نظامی روز دنیا قرار دارد که در صورت بروز جنگ احتمالی با قاطعیت تمام پاسخ دشمن را خواهیم داد.

*یعنی هواپیماهای جنگنده بمب افکن ما توانایی رقابت با جنگنده بمب افکن های مدرن آمریکایی (F35) را دارند؟

- من معتقدم ما نباید به ارتش آمریکا نگاه کنیم و خود را با آن مقایسه کنیم ، چرا که ایالات متحده هر از چند گاهی برخی از تجهیزات نظامی خو را از رده خارج می کند و تجهیزات جدیدی را جایگزین آن می کند، به هر حال این کشور دارای صنایع نظامی پیشرفته و گسترده ای است و اساسا سیاست تولید این صنایع به این موضوع وابسته است که هر از چند گاهی برخی تجهیزات خود را از رده خارج کنند. ضمن اینکه سایرکشورها مانند برخی کشورهای اروپایی نیز تجهیزات نظامی شان بسیار قدیمی تر از تجهیزات نظامی ما است بطوریکه اگر بخواهیم آنها را الان بفروشیم مشتری زیادی خواهد داشت.

علاوه بر آن ما به سلاح ایمان مسلح هستیم که هیچ سلاح دیگری توان مقابله با آن را ندارد.

نگهداری و پشتیبانی از تجهیزات نظامی از اهمیت بالایی برخوردار است کما اینکه در کنار این موضع ما شروع به بهینه سازی و ارتقاء سطح کیفی تسلیحات نظامی خود کرده ایم، به عنوان مثال برد رادارهای جنگنده بمب افکن های خود را افزایش داده ایم، مهمات پرنده های خود را هوشمند کرده ایم که تست موفق آمیز پروژه "قاصد" نیز در همین راستا بود و همچنین در بعد جنگ الکترونیک نیزدستاوردهای بسیار خوبی داشتیم که درحال حاضر نیز این روند همچنان ادامه دارد.

البته نیروی هوایی درکنار تعمیر، نگهداری و بهینه سازی پرنده های خود درخصوص ساخت هواپیماهای شکاری ورهگیر نیز پیشرفت های خوبی داشته است که در این رابطه می توان به طراحی و ساخت جنگنده بمب افکن "صاعقه" اشاره کرد که نخستین جنگنده بمب افکن بومی است ، چرا که تمام مراحل طراحی، ساخت و تولید آن در داخل کشور صورت گرفته است و اولین یگان آن هم در پایگاه دوم شکاری مستقر شده است، ضمن اینکه در آینده نزدیک نیزشاهد ساخت و تولید نسل های جدید آن خواهیم بود.

*با توجه به اینکه جنگ الکترونیک نقش بسزایی در آینده ایفا خواهد کرد، نیروی هوایی چه اقداماتی در این راستا انجام داده است؟

- به حول و قوه الهی ما در جنگ الکترونیک به پیشرفت های خوبی نائل شده ایم و سامانه های جنگ الکترونیکی ساخته ایم که قابلیت سفید کردن رادارهای دشمن را دارند و همچنین برای محافظت از هواپیماهای خودی در برابر جنگ الکترونیک دشمن هم به سامانه های پدافندی الکترونیکی بسیار خوبی دست پیدا کرده ایم.

الان مصطلح است که می گویند هر کسی زودتر ببیند برد با آن است البته این دیدن اینطور نیست که براحتی اجازه دهند رادار ما آنها را کشف کند یعنی با جنگ الکترونیکی که انجام می دهند، دید رادارهای ما را منحرف می کنند و اجازه نمی دهند که دریافت خوبی داشته باشیم.

بنا براین خیلی مهم است که بتوان به تکنولوژی دست پیدا کرد که به دشمن با سامانه های الکترونیکی و راداری پیشرفته ای که در اختیار دارد اجازه داده نشود دید رادارهای ما را منحرف کند. دراین راستا ما خیلی خوب عمل کرده ایم الان هم توانمندی این را داریم که رادارهای دشمن را کور کنیم و هم با آنها مقابله کنیم به طوری که آنها نتوانند بر رادارهای ما اثری منحرف کننده داشته باشند و در آن اختلال ایجاد کنند. اگر این دو مولفه را با هم جمع کنیم توان رزمی بالایی بدست خواهیم آورد.

* با توجه به ساخت هواپیمای بدون سرنشین و رادار گریز "سفره ماهی" آیا نیروی هوایی در مورد طراحی و ساخت پرنده های با سرنشین رادارگریز نیز برنامه هایی را در دستور کار دارد؟

- نیروی هوایی ارتش پیشرفت های بسیار خوبی را در زمینه طراحی وساخت هواپیماهای رادار گریز داشته است، به عنوان مثال می توان به طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین رادار گریز "سفره ماهی" که تمامی تست های خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است اشاره کرد.

نکته حائز اهمیت در این هواپیما طراحی شکل ایرودینامیکی آن بود بطوری که با توجه به برآوردهای انجام شده این پرنده حتی بیشتر از آنچه که پیش بینی می کردیم به پرواز درآمد یعنی مداومت پرواز بسیار خوبی داشت ضمن اینکه هم اکنون در حال توسعه تجهیزات و امکانات "سفره ماهی" هستیم.

اما نباید از نظر دور داشت که ساخت هواپیماهای رادار گریز نیازمند برخورداری از دو علم مهندسی ویژه است یکی طراحی شکل آیرودینامیکی این نوع از هواپیماهاست یعنی شکل آیرودینامیکی این پرنده ها باید به گونه ای طراحی شود که امواج راداری را که به آن برخورد می کند و در فضا منتشر می شود توسط رادارها قابل دریافت نباشد و دیگر اینکه نوع مواد بکار رفته در بدنه این هواپیماها به گونه ای باشد که بتواند امواج راداری را جذب و از انعکاس آن در فضا جلوگیری کند که هم اکنون نیروی هوایی به این فناوری دست پیدا کرده است.

البته در مورد رادار گریز بودن هواپیماها نباید فقط به مواد و شکل ظاهری این پرنده ها اکتفا کرد بلکه حتی موتورها و خروجی هوا در این نوع از هواپیماها باید طوری طراحی شود که در فضا ارتعاش ایجاد نکنند چرا که همین ارتعاش ها برای رادارهای پسیو قابل رهگیری خواهند بود.

با توجه به دستیابی نیروی هوایی به چنین تکنولوژی همه پروژه های بعدی ما در ساخت جنگنده ها معطوف به بهره گیری از تکنولوژی رادارگریزی خواهند بود، ضمن اینکه در حال حاضر طرح های مختلفی در این رابطه در دستور کار است.

با این وجود طراحی و ساخت این هواپیماها نیازمند یک پروسه طولانی مدت است تا چنین هواپیما های پیشرفته ای بتوانند در پهنه آسمان آبی به پرواز درآیند.

*با توجه به تکنولوژی روز دنیا، آیا نیروی هوایی برنامه ای برای طراحی و ساخت جنگنده بمب افکن های عمود پرواز ندارد؟

- در حال حاضر پروژه هایی برای ساخت جنگنده بمب افکن های عمود پرواز در نیروی هوایی نداریم. ضمن اینکه عمود پروازها بیشتر برای نیروی دریایی کاربرد دارد چون به طول باند نسبتا کمی برای پرواز احتیاج دارند که براین اساس از روی ناوهای جنگی می پرند و همچنین زمانی از پرنده های عمود پرواز استفاده می شود که بخواهند خارج از منطقه خود از آن استفاده کنند. بنابراین ساخت عمود پرواز فعلا دراولویت کاری ما قرار ندارد.



*درخصوص تولید سامانه های موشکی از جمله سامانه های موشکی هوا به هوا تاکنون چه اقداماتی انجام شده است؟

- نیروی هوایی علاوه بر تولید موشک های آفندی بر روی تولید موشک های هوا به هوا هم کار کرده و دستاوردهای بسیار خوبی دراین زمینه داشته است البته زمانی که مسئله تجهیزات دورزن مطرح می‌شود، اهمیت مهمات هوا به هوا کمتر می شود با این حال پروژه های مختلفی را هم دراین زمینه دردست اجرا داریم که مهمترین آن ساخت موشکی توانمند ترازموشک "Fonix" می باشد، این موشک یکی از بهترین موشک های هوا به هوا در دنیا است.

برتری این موشک که بر روی هواپیماهای رهگیر سوار می شود این است که جزء موشک های فعال است، برد بسیار زیادی دارد و همچنین نحوه برخورد و شیرجه آن به هواپیمای دشمن طوری است که برای خلبان این هواپیما امکان مانوری باقی نمی گذارد.

معمولا موشک های هوا به هوا یا اکتیو (فعال) هستند یا سیمی اکتیو (نیمه فعال) ، یا هیچکدام از آنها. موشک هایی که غیر فعال هستند باید بوسیله رادار آنها را تا مسافتی تعقیب کنید به نحوی که حتما به هدف مورد نظر برخورد کنند که این موضوع امکان ریسک هواپیمای مادر را که این موشک ها را هدایت می کند بسیار بالا می برد.

اما در مورد موشکهایی که فعال هستند رادار آنها را تا حد کمی دنبال می کند که پس از آن خود این موشکها به هدف اصابت می کنند، یعنی به طور اتوماتیک رادار این نوع از موشکها هواپیمای دشمن را کشف می کند. "فونیکس" از نوع موشک های فعال هوا به هوا است و وقتی رها می شود خود به دنبال هدف مورد نظر می رود و هواپیمای مادر مورد خطر قرار نمی گیرد.

لذا پروژه هایی در دست داریم که توانمندی موشک "فونیکس" را ارتقاء دهد، یعنی ساخت و تولید موشکی بومی با قابلیت بیشتر از قابلیت موشک های فونیکس.

* باتوجه به اینکه این موشک از "فونیکس" الگو برداری شده باز می توان آن را در شمار پروژه های کاملا بومی آورد؟

- به هرحال هرچیزی را که بخواهیم بسازیم باید الگویی داشته باشیم، در اینجا هم ممکن است که از روی موشک "فونیکس" الگو برداری کرده باشیم البته الگوبرداری ازعلم فیزیک والکترونیک بکار گرفته شده در آن، اما با این وجود پروژه ما کاملا بومی است.

*اخیرا برخی از کشورهای عربی در منطقه اقدام به خرید حجم بالایی از تسلیحات نظامی پیشرفته از ایالات متحده کرده اند که هواپیماهای "F35" و "F22" نیز از جمله این اقلام است که البته تاکنون این جنگنده بمب افکن های مدرن در اختیار این کشورها قرار نگرفته، ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

- ما کشورهای همسایه را جزء کشورهای دوست به شمار می آوریم و همواره سیاست جمهوری اسلامی ایران بر این مبنا بوده که با آنها ارتباط خوب و سازنده ای داشته باشیم به طوری که بتوانیم با کمک آنها امنیت منطقه را تامین کنیم. در حقیقت تهدید اصلی برای ما آمریکا و رژیم صهیونیستی درمنطقه است زیرا همانطور که مشاهده می کنید نیروهای فرامنطقه ای موجب نا امنی منطقه خاورمیانه شده اند.

به نظر من وقتی آنها موضوع واگذاری جنگنده های"F35" ، "F22" وموشک های پاتریوت را به برخی از کشورهای عربی مطرح می کنند این موضوع بیشتر موضوعی تبلیغاتی است تا کاربردی، مثلا در زمان جنگ آمریکا باعراق، آمریکاییها اعلام کردند که تمام آسمان عراق را تحت نظر دارند و امکان پریدن حتی یک پرنده هم وجود نخواهد داشت اما دقیقا در همان زمان می بینیم که بیش از 200 فروند هواپیمای عراقی از فرودگاه های عراق پرواز کرد و به اطراف رفت. حالا شما تصور کنید که اگر پشت این هواپیماها یک خلبان مکتبی بنشیند چه بلایی می تواند سر آمریکا بیاورد.

* نظر شما آیا واقعا آمریکا با این همه تجهیزات وتسلیحات مدرن که در اختیار دارد نقطه ضعفی نیز دارد؟


بله، درست است که آمریکا ازتکنولوژی بسیار بالا و تجهیزات پیشرفته ای برخوردار است اما اینطور نیست که آسیب پذیر نباشد. بلکه نقاط آسیب پذیر فراوانی دارد که ما آنها را شناسایی کرده ایم و برنامه و طرح هایی برای آن داریم و دراین خصوص نیز تمرینات ویژه ای کرده ایم که فکر نمی کنم تا کنون این تمرینات در ارتش های دنیا تمرین شده باشد و درصورتی که مورد حمله قرار بگیریم آنها را به اجرا در خواهیم آورد.

البته ما قبول داریم که جنگنده های مدرن"F22" و"F35" از فن آوری بسیار بالایی برخوردار هستند اما اینها هم آسیب پذیراست که همانطور که گفتم تمام نقاط آسیب پذیر آنها را کشف کردیم و برنامه هایی خاصی برای مقابله با آنها داریم.

به هرحال همانطور که ما در طول هشت سال جنگ تحمیلی برتری خود را نشان دادیم هم اکنون نیز هیچ کشوری در منطقه مطلقا توان مقابله با ما را ندارد. مثلا رژیم بعث عراق در ابتدای جنگ حدود 350 فروند هواپیمای از رده خارج شده مثل میگ 17، میگ 19 و سوخو 22 داشت اما در پایان جنگ حدود 600 فروند هواپیماهای روز دنیا را مثل میگ 25، میگ 29، سوخو 24 و میراژ را داشت ضمن اینکه در طول جنگ نیز دائما از سوی غرب و شرق پشتیبانی می شد اما همواره برتری هوایی از آن نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بود.

*آیا بمباران شهرهایمان توسط نیروی هوایی ارتش بعث عراق نوعی برتری هوایی برای آنها محسوب نمی شده است؟

- به هیچ وجه، شما نگاه نکنید که یک فروند از هواپیماهای ارتش بعث در ارتفاع 70 هزار پایی می آمد و چندین بمب در شهرهایمان تخلیه می کرد، این که برتری هوایی نیست چراکه اصلا احتیاجی به نشانه گیری دقیق نیست، برتری هوایی این است که نیروی زمینی دشمن از دست نیروی هوایی طرف مقابل تحت فشار باشد و نتواند به راحتی به انجام عملیات بپردازد که براین اساس ما واقعا به آنها اجازه نمی دادیم که به پل ها یا نفت کش های ما آسیب برسانند. از سویی دیگر هم تمام پالایشگاه هایشان را زده بودیم بطوری که دیگر نفتی را صادر نمی کردند.

برتری هوایی یعنی این، یعنی شما تمام پشتوانه اقتصادی و خطوط مواصلاتی دشمن را از بین ببرید و نیروی زمینی و دریایی اش را زمین گیر کنید، انداختن بمب در شهرها که ملاک نیست. لذا درطول جنگ تحمیلی علی رغم این همه پشتیبانی که از رژیم بعث عراق می شد ولی ما همواره برتری هوایی خود را حفظ کرده ایم ضمن اینکه ما در حال حاضر نیزهیچ کمبودی نسبت به کشورهای منطقه به لحاظ تسلیحات نظامی نداریم و اگر بحرانی بوجود بیاید می توانیم کاملا برتری هوایی خود را نشان دهیم.

*درادامه می خواهم به مسئله هواپیماهای بلوکه شده ایران توسط ایالات متحده اشاره کنم، با توجه به شرایط کنونی آیا نیروی هوایی برنامه خاصی برای بازپس گیری یا دریافت غرامت از آمریکا را در دستور کار ندارد؟

- به نظر می رسد که این مسئله در حال حاضر خیلی پیچیده شده است چون آنها یکسری هزینه هایی را مطرح کرده اند اما با این حال هم اکنون این مسئله از طریق وزارت دفاع در دادگاه لاهه دنبال می شود، البته ما یک نماینده در وزات دفاع داریم که بحث ها را در این زمینه دنبال می کند، به هرحال ما باید به دنبال گرفتن مبالغی که پرداخت کردیم باشیم نه جنگنده ها وتجهیزات چون آنها را یا فروخته اند و یا اینکه الان از رده خارج شده است. البته ظاهرا یک بخشی از این هزینه ها هم دریافت شده است و همچنان این رویه ادامه دارد.

*امیر، می خواهم به بیان خاطراتی در مورد دوران درخشان دفاع مقدس که بهانه ما برای انجام این گفتگو بود، اشاره کنید؟

- بدلیل اینکه در دوران دفاع مقدس من هم تخصص شهید بابایی بودم می خواهم خاطره ای را در مورد نحوه عملکرد ایشان در جنگ بگویم، شهید بابایی هرجا که می رفت به طور ناشناس وارد می شد و چون ایشان سرخود را می تراشیدند برخی جاها این شهید عالی مقام را با سربازها اشتباه می گرفتند و حتی احساس می کردند که سربازی است که دیر سر پست خود حاضر شده است و بعضا با وی برخورد می کردند. این موضوع نشان دهنده تواضع و فروتنی بسیار زیاد شهید بابایی بود.

این خلبان سرافراز دوران دفاع مقدس از نظر کارنظامی و اطلاعاتی نیز انسان شاخصی بود، مثلا شهید بابایی هیچگاه عملیاتی را بر روی کاغذ طراحی نمی کرد و یا حتی از طریق نامه رمزدار آن را ارسال نمی کرد. بلکه بصورت ناشناس در پایگاه حضور پیدا می کرد بطوری که یک دفعه فرمانده پایگاه می دید ایشان در دفترشان است وهمان لحظه عملیات را طراحی می کرد و خلبانها را برای انجام ماموریت توجیه می کردند. معمولا هر عملیاتی را که طراحی می کرد پروازهای آن عملیات را هم انجام می دادند.

نکته جالب توجه این بود که شهید بابایی علاه بر خلبانی جنگنده"F14" که هواپیمای اصلیشان بود جنگنده های"F4" و"F5" را هم هدایت می کرد یعنی اگر عملیاتی را طراحی می کردند خودشان کابین عقب می نشستند و نقاط ضعف عملیات را از طریق پرواز پیدا می کردند و بعد به خلبانها می گفتند، اصلا شهید بابایی در هواپیمای "F5" شهید شد در صورتی که خلبان هواپیمای "F14" بود.

*آیا در دنیا چنین روندی که یک نفر سه هواپیمای شکاری را هدایت کند مرسوم است؟

- نه! این کاردر دنیا معمولا مرسوم نیست و اساسا جزء استانداردها نیست که یک خلبان بیش از دو فروند هواپیما را هدایت کند اما شهید بابایی این کار را انجام می داد.

در اینجا می خواهم به موضوع مهم دیگری در دوران دفاع مقدس اشاره کنم، در دو سال آخر جنگ تحمیلی نیروی هوایی ارتش بعث عراق به زدن شریانهای اقتصادی ما روی آورده بود لذا کشتی های نفتکش ایرانی را می زدند و زمانی که ما آنها را دنبال می کردیم آنها به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس می رفتند که درآنجا ناوهای آمریکایی مستقر بودند که وقتی ما را می دیدند به ما هشدار می دادند و می گفتند هواپیمای جنگنده "F14" که با سرعت مورد نظر پرواز می کنید درحال نزدیک شدن به ناو آمریکایی هستید.

* پس اینکه می گفتند اشتباها هواپیمای مسافربری ایرباس ما را مورد هدف قرار داده اند و 290 نفر مسافر را به شهادت رساندند کذب بوده است؟

- بله، به هیچ وجه اشتباهی رخ نداده و اظهارات آنها کاملا بیهوده است، درحقیقت آمریکائیها هواپیمای مسافربری ایرباس ما را هم با اشراف کامل اطلاعاتی زدند و اصلا اشتباهی در کار نبوده چون این موضوع را من به عینه دیدم و نقل قول نمی کنم یعنی به محض اینکه هواپیمای "F14" ما به آنها نزدیک می شد بلافاصله هشدار می دادند و به ما اجازه نمی دادند که جلو برویم اما به آنها اجازه می دادند که بیایند و نفت کش های ما را بزنند.

یک خاطره دیگرهم می خواهم برایتان بگویم که شنیدنش خالی از لطف نیست، وقتی که من به همراه یکی از خلبانان برای انجام یک ماموریت پرواز می کردیم، در رادار دیدم که چهار گروه پروازی به شکل کمانی به سمت ما می آیند بطوریکه درست در وسط این نیم دایره قرار داشتیم، بعد از دقایقی که با رادار کار کردم متوجه شدم که در گرفتن امواج مشکلی پیش آمده است، معمولا وقتی چنین مسائلی برایمان پیش می آمد ما آن را از طریق رمز به کنترل رادار می گفتیم تاهواپیمای بعدی بلند شود.

زمانیکه خواستم این موضوع را به زمین بگویم خلبان یک جنگنده "F14" که هم اکنون بازنشسته شده است و از اساتید من هم بود به من گفت به هیچ وجه الان چیزی نگو چون هر رادیو کالی که انجام بدهی آنها حتی اگر نتوانند رمز را بشکنند احساس می کنند که ما یک مشکلی داریم بنابراین با جرات به سمت ما می آیند و کارشان را تمام می کنند، ضمن اینکه شنودهای آمریکایی هم به آنها کمک می کنند.

این خلبان شجاع هم با توکل به خدا به دل آنها زد دقیقا مثل بچه ای که هیچ خطری را احساس نمی کند ما هم این کار را کردیم و دشمنان وقتی دیدند که این چنین ما به قلب آنها زدیم متوجه مشکل ما نشدند و احساس کردند که الان مورد هدف واقع می شوند و بلافاصله فرار را بر قرار ترجیح دادند. در حقیقت انگیزه ای این چنین قوی هیچگاه شکست نمی خورد و ما وقتی می گوییم دفاع مقدس واقعا اهدافی را که به خاطرش می جنگیدیم مقدس بود برای همین می گوییم دفاع مقدس.

*امیر! آیا فکر می کنید که نسل جوان ما هم دارای چنین انگیزه های قوی هستند؟

- اتفاقا در مراسم شب های احیا جوانانی را با ظاهرهای مختلف دیدم که مانند ابر بهار اشک می ریزند و درخواست توبه به درگاه خداوند متعال داشتند که من وقتی اینها را دیدم به مسلمان بودنم افتخار کردم. حالا ممکن است برخی از آنها تی شرت هایی را بپوشند که از نظر ما نامناسب باشد ولی با این حال وقتی این روحیه را در این جوانان دیدم متوجه شدم که هر وقت نیاز شود این جوانان برای دفاع از آب و خاک و ناموس خود به جبهه ها خواهند آمد.

البته ما باید روی جوانهایمان کار کنیم. مهم این است که آنها را رها نکنیم. اینها در مکتب اسلام و امام حسین (ع) پرورش یافته اند که اگر رهایشان کنیم دیگران مغزشان را جذب خواهند کرد. ما باید اینها را حفظ کنیم و رهایشان نکنیم اگر اینطور حفظشان کنیم و نگذاریم دیگران با جنگ نرم آنها را از ما بگیرند حتی به نظر من خیلی سلحشورتر از نسل ما خواهند بود.

*ارزیابی شما از اسکادرانان جوان نیروی هوایی چیست؟

- در نیروی هوایی نیز جوانان بسیار خوبی هستند. یکی از برتری که جوانان و نسل جدید نیروی هوایی از آن برخوردار هستند این است که اساتید آنها دوران دفاع مقدس را درک کرده اند و تاکتیک هایی را که در جنگ لمس کردند، به آنها منتقل می کنند بطوری که تاکنون هر طرحی که داشته ایم همین جوانان غیورانجام داده اند.

*با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/14 و ساعت 7:43 PM |

پس از هواپیمای جنگنده F-15، دیگر هواپیمای دیگری ویژه نیروی هوایی تولید نشد و البته این هواپیما نیز به خوبی از عهده ایفای نقش یک جنگنده تاکتیکی و چابک و چالاک بر آمده بود، و همچنین در زمان عملیات طوفان صحرا در سال 1991 در عراق و خلیج فارس تنها دو هواپیما به آسانی در آسمان عراق مانور می دادند: 1- هواپیمای F-117 Stealth که به دلیل پنهان بودن از دید رادار و دیگری هواپیمای F-15 که به دلیل قدرت مانور بالا قادر بود به زودی صحنه نبرد را ترک کند؛ تا اینکه با ورود نسل جدیدی از هواپیماهای رادار گریز، انگار دیگر زمان هواپیمای اف-15 که زمانی از آن به عنوان اوج پیشرفت یاد می شد، به سر آمده است


هواپیمای F-22 Raptor یا رپتور( جانور شکاری) محصول کمپانی لاکهید مارتین، از جدیدترین نسل هواپیماهای جنگنده برای نیروی هوایی محسوب می شود که وظیفه اصلی آن برتری هوایی است. این هواپیما یا بهتر بگوييم، این جنگنده، از جنگنده هایی به شمار می آید که قادر است بدون شناسایی شدن در منطقه دشمن به نبرد پرداخته و پیروز از میدان جنگ بدر آید. این جنگنده پیشرفته، دارای سیستم استتار راداری است و کلیه طراحی اجزای آن بر این اصل بنا نهاده شدهاست، به طوری که در طراحی بدنه آن، هر گونه سطح ناهموار که باعث برگشت انعکاس امواجراداری می شود، حذف گشته و به سطوحی بدون انحنا تبدیل گشته اند و حتی ورودی های هوای موتورها هم بر اساس اصل استتار طراحی شده اند. اگر در تصاویر گرفته شده از این هواپیما توجه نمایید، به زودی متوجه خواهید شد که قادر به دیدن هیچ گونه اسلحه زیر بالها یا مواضع دیگر نیستید، تعجب نکنید! هواپیمای F-22 Raptor برای جلوگیری از انعکاس امواج توسط سطوح ناصاف موشک ها و یا تسلیحات دیگر، آن ها را در محفظه هایی ویژه نگهداری کرده و تنها در زمان شلیک، این تسلیحات پدیدار شده، به سرعت از محفظه خارج شده و پوشش آن دوباره به حالت اول باز می گردد، که البته بيشترين ضریب خطر هنگام باز شدن این محفظه ها برای رهاسازی تسلیحات به وجود می آیدهواپیمای F-22 Raptor از این نظر بسيار بی نظير است که قادر می باشد بدون استفاده از سيستم پس سوز، به راحتی صوت را پشت سر گذاشته و به سرعت های مافوق صوت دست يابد، به طوری که حداکثر سرعت آن بدون استفاده از سیستم پس سوز، 1.6 ماخ می باشد که رقم قابلتوجهی است. چنين ویژگی بی مانندی، در اثر بهره گيری از موتورهای قدرتمند توربوفن F-119 PW-100 ساخته شرکت معروف پرات اند ویتنی

 (Pratt and Whitney) به وجود آمده است که نيروی بسیار زيادی را برای پيش بردن اين هواپیما به جلو توليد می کند. البته دستيابی به چنين سرعتی (1.6 ماخ) بدون استفاده از پس سوز، تا حدودی مديون بهبود آيروديناميک اين هواپيما نيز هست که در آن به کا رفته است، به طور مثال، حذف موشک ها و بمب ها و کلاً تسليحات ديگر قابل حمل از مقر های زير بال يا بدنه، کمک شايانیبه تقليل مقاومت در برابر هوا نموده استهواپیمای F-22 Raptor از قاعده «ديد اول، شليک اول» پيروی می کند، يعنی اين جنگنده قبل از اينکه هواپيمای دشمن او را بر روی صفحه رادار خود تشخيص دهد، شناسايی کرده، به سمت او شليک کرده و زود تر هم از منطقه جنگ دور می شود. این هواپيما از دو موشک حرارتی سايدوايندر(AIM-9 Sidewinder) و شش موشک آمرام (AIM-120C AMRAAM) برای نابودی دشمن بهره گرفته و قابل به حمل دو بمب JDAM با وزن 1000 پوند نيز هست.

 داراي قابليتهاي فراواني مي باشد . اف ۲۲ از اخرين تكلنوژي روز برخوردار است و به عنوان يك پايگاه نظامي كامل در آسمان عمل ميكند . در ماموريتهاي تعقيب و شكار ساير هواپيما ها يك استاد تمام عيار مي باشد به طوريكه تقريبا هيچ رقيبي را نمي توان رودرروي اين هواپيما قرار داد . داراي نوعي طراحي منحصر به فرد مي باشد كه آن را از تمامي جنگنده هاي متعارف كنوني متمايز مي سازدهيچ راداري قادر به كشف و شناسايي ان نيست و در صورت شناسايي توسط رادار زميني و يا شكاريهاي ديگر هيچ يك از موشكهاي هوابه هوا و زمين به هوا (سام) روي او قفل نمي شود و كلا داراي سيستمها ي اخلال راداري و ساير پارامترهاي پيشرفته دفاع از خود مي باشد . بدنه آن از فلزتيتانيوم و كولار- كربن و نوعي آلومينيوم تشكيل يافته است كه كربن و تيتانيوم بسيار سختتر و سبكتر از فولاد مي باشند .

براي در ك هرچه بهتر قدرت شكار اين هواپيما بهتر است بگويم كه (در حالت خوش بينانه) : يك درگيري هوايي فرض مي كنيم .در ارتفاع ۴۰۰۰ پايي (يا1200 متر) اف ۲۲ در حال نزديك شدن به يك سايت شليك موشك اسكاد مي باشد . فاصله تا هدف ۲۰۰ مايل(يا 320 كيلومتر) و سرعت ۵۰۰ نات (يا 900 كيلومتربر ساعت ) مي باشد خلبان هواپيما مرتبا مختصات هدف را از طريق هواپيماي آواكس موجود در منطقه و ماهواره نظامي در يافت مي كند و در همين حال مشغول عبور از بالاي يك سايت دفاع ضدهوايي مي باشد . ارتفاع را براي شليك موشك هارم زياد كرده و كامپيوتر هواپيما مشغول بررسي ميزان تهديد هوايي مي شود و خلبان با خاطري آسوده از حمله هواپيما هاي رهگير موشك هارم ضدرادار را قفل كرده و شليك مي كند . بلافاصله بعد از شليك ماهواره مشغول تصحيح مسير موشك تا رسيدن به هدف مي شود . در همين حال هواپيماي آواكس اخطار نزديك شدن ۵ فروند جنگنده شكاري و فوق العاده پيشرفته و مانور پذير سوخوي ۲۷  را صادر ميكند و با ارسال مختصات هدف و ارتفاع و ساير پارامترهاي ملزوم صحنه رابراي جنگ رپتور باز مي گذارد . اف ۲۲ بعد از افزايش ارتفاع از طريق ارسال سيگنالهاي فوق صوت شكاريها را كشف مي كند و باسرعت زياد خود را به انها نزديك مي سازد و از لنچ يك موشك امرام را به سوي يكي ازآنها كه كامپيوتر اف۲۲ آن را خطرناكتر تشخيص داده قفل و شليك ميكند و هواپماي بعدي را انتخاب و دومينموشك را شليك مي كند . البته اين در حاليست كه هنوز شكاريهاي سوخو ۲۷ اف۲۲ را كشف نكرده اند .هواپيماهاي ۱و ۲ لحظاتي بعد منهدم ميشوند و رپتور كه حالا به آنها نزديك شده ۳ موشك حرارتي سايدويندر خود را به صورت همزمان به صوي سه جنگنده شليك ميكند كه ۵ ثانبه براي واكنش به هواپيمايي مانند سوخوي ۲۷ ديگر دير شده است و خلبان اف۲۲ از ارتفاع ۳۱۰۰۰ پايي مشغول نظاره سقوط آنهاست.

 


اف-۲۲ ملقب به جانور شکاری


مشخصات:

 

نوع كاربري: جنگنده ، برتري هوايي

كارخانه سازنده: بويينگ و لاكهيد مارتين

خدمه: 1نفر

قيمت: نامعلوم

موتور: 2 تا پرات اند ويتني مدلF-119-PW-100 با تراست 35000 پوند با پس سوز

طول: 6/18 متر

عرض: 3/13 متر

ارتفاع: 8/4 متر

ماكزيمم وزن تيك اف: 60000 پوند يا 27200 كيلو گرم

سرعت: بيش از دو ماخ

ارتفاع خدمتي: 50000 پا

شعاع عملياتي: نامعلوم

تسليحات: 4 عدد موشك هوا به هوا امرام و 2 عدد موشك هوا به هواي سايدواندر و بمب هاي هدايت ليزري

سال شروع خدمت: سال 2013

 

 

منبع: وبلاگ هوانوردی اير ،

نويسندگان : سیاوش رنجبر  

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/14 و ساعت 6:46 PM |
دانش  - صد سال پیش،  برادران رایت موفق شدند با ارایه نمایشی بی‌نظیر، قرارداد اولین هواپیمای نظامی جهان را با دولت ایالات متحده منعقد کنند.

سیاوش رنجبر: برادران رایت در نخستین سال‌های پس از پرواز تاریخیشان در سال 1903 / 1282 ، هنوز کار بزرگی برای انجام داشتند. آنها برای بهبود طرحشان تلاش کردند و پروازهای بیشتری را انجام دادند تا بالاخره هواپیمایشان را در معرض دید عموم گذاشتند. خیلی نگذشت که دولت ایالات متحده به آن علاقمند شد و در سال 1908 / 1287، این دو برادر موفق شدند که از وزارت جنگ مشخصاتی جدید برای ساخت یک ماشین پرنده دریافت کنند. تلاش‌های آنها درست صد سال پیش در همین ماه میلادی، زمانی به نتیجه رسید که وسیله پرنده رایت به عنوان هواپیمای شماره یک رسته مخابرات و در واقع اولین هواپیمای نظامی جهان انتخاب شد.


1. این تصویر نمونه قبلی‌تر پرنده را در سپتامبر 1908 نشان می‌دهد؛ نمایشی کلیدی در قورت‌مایر ایالت ویرجینیا که به بردن قرارداد دولتی کمک کرد. در نهم سپتامبر همان سال اورویل رایت هواپیما را برای مدت بیش از یک ساعت در هوا نگه داشت که این یکی از نیاز‌های وزارت جنگ بود. نیازهای دیگر شامل این موارد می‌شد: حمل یک مسافر برای مسافت حداقل 200 کیلومتر با سرعت 65 کیلومتر در ساعت، قابلیت تغییر مسیر در تمام جهات و در هر لحظه، و فرود بدون هیچگونه خسارت.

2. در سپتامبر 1908 تماشاچیان در فورت‌مایر جمع شده بودند تا شاهد پرواز وسیله پرنده رایت باشند. در نمایش‌ جداگانه‌ای، ویلبور رایت هم تقریبا به طور همزمان در فرانسه مردم را به شگفتی وا داشت، جایی که بعد از ثبت رکورد 2 ساعت و 18 دقیقه و 33.5 ثانیه در ماه دسامبر، جایزه کوپه میشلین را از آن خود کرد. ملخ‌های پیشران آن هواپیما در عقب آن واقع شده بود و در واقع برخلاف عمده هواپیماهای امروزی بدنه را به جای کشیدن، هل می‌داد.

3. تا پیش از ماشین پرنده رایت، هوانوردی نظامی به بالون‌های اولیه محدود بود. در اینجا هواپیمای رایت، در اول سپتامبر 1908 با واگن به فورت‌مایر آورده می‌شود. در واقع یکی دیگر از نیاز‌های وزارت جنگ، قابلیت حمل‌ونقل آسان وسیله پرنده بود.

4. اورویل رایت احتمالا در ماه آگوست یا سپتامبر بر فراز فورت‌مایر پرواز کرد.

5. در ازای تمام توفیقات برادران رایت، آنها در هواپیماهای اولیه متحمل تعدادی سقوط و تصادم هم شدند. یکی از این حوادث در هفدهم سپتامبر 1908، در اثر جدا شدن ملخ هواپیما در حال پرواز در فورت‌مایر روی داد. لاشه هواپیما در تصویر مشخص است. اورویل رایت به خاطر شکستن پایش و صدمه کمر و دنده‌هایش تا تابستان بعدی پروازی نکرد.

6. در تابستان 1909، برادران رایت به فورت‌مایر بازگشتند تا خود را برای کامل کردن آزمایش ارتش آماده کنند. پرنده سال 1909 از موتوری با چهار سیلندر و 30 اسب بخار بهره می‌برد و وزنی معادل 335 کیلوگرم داشت. ابعاد آن 2.401متر در ارتفاع، 8.813متر در طول و پهنای بالش 11.125متر بود.

7. اورویل رایت در اول جولای 1909 مسیری را بر فراز فورت‌مایر طی کرد و در روز دوم آگوست همان سال، دولت آمریکا به طور رسمی پرنده رایت را با قیمت 30هزار دلار پذیرفت و آن را به عنوان هواپیمای شماره یک رسته مخابرات به خدمت گرفت.

8. دو نفری که در این تصویر هستنند، تماشاچیان معمولی نیستند. در سمت چپ ستوان فرانک لام، از اعضای گروهی است که پرنده رایت را ارزیابی کردند. او به عنوان مسافر در طول آزمایش‌ها پرواز کرد و بعدا در 1909 دستورالعمل پرواز را از رایت‌ها گرفت. در سمت راست هم گلن کورتز، از پیشگامان هوانوردی است که یکی از هواپیماهایش در 1911 یک ماه پس از آنکه ارتش هواپیمای مستعمل رایت را کنار گذاشت، به عنوان هواپیمای شماره دوی رسته مخابرات به خدمت درآمد.

9. این تولید مجدد پرنده رایت، در 1955 ساخته شده و در موزه ملی هوا و فضا در واشنگتن‌ به نمایش گذاشته شده است. خلبان اولیه نمونه اصلی آن در طول مدت کوتاه خدمتش، ستوان بنی فولویس بود که طبق دستور ارتش هواپیما را به فورت‌سم‌هاستون در تگزاس برد و پس از خوآموزی مختصری توسط ویلبور رایت، به یک خلبان خود-آموخته بزرگ تبدیل شد.

10. روی این تابلو در موزه نوشته است: «چرخ‌های مانور دهنده در زیر پرنده 1909 تعبیه شده است تا هواپیما روی زمین قابل حرکت دادن باشد؛ این چرخ‌ها پیش از پرواز از هواپیما جدا می‌شدند.»

11. وسیله پرنده مهم دیگری از سال 1909، هواپیمای تک‌بال بلریوت شش بود که نمونه آن در اینجا دیده می‌شود. لوئیس بلریوت از فرنسه در ماه جولای همان سال، سوار بر هواپیمای تک‌بال خود از آسمان کانال انگلیس عبور کرد. ویلبور رایت که سال قبلش در فرانسه به سر می‌برد، از امتحان شانس خود برای عبور از کانال سرباز زد تا نکند که تنها هواپیمایش در اروپا را از دست بدهد.

12. همان طور که اشاره شد دومین هواپیمای رسته مخابرات از کورتز خریداری شد که از مدل دی. نوع چهار بود. بودجه این خرید 125هزار دلار بود که توسط کنگره در اوایل بهار 1911 تصویب شد. این هواپیما از یک موتور 60 اسب بخاری وی-8 بهره می‌گرفت و می‌توانست تا دو ساعت و نیم با سرعت حداکثر 23 کیلومتر در ساعت پرواز کند. این هواپیمای 300 کیلوگرمی پهنای بالی 11.58متری، طولی 8.91متری، و ارتفاعی 2.38متری دارد. ملخ پیشران این هواپیما هم مشابه پرنده برادران رایت در پشت قرار دهد و آن را به جلو هل می‌دهد.

13. هواپیمای شماره سه رسته مخابرات ارتش آمریکا هم مدل بی. از میان هواپیماهای برادران رایت انتخاب شد. این اولین مدلی بود که رایت‌ها در تعداد تولید کردند. این هواپیما که در موزه ملی در معرض نمایش است، میان سال‌های 1916 تا 1924 میلادی آسمان‌ را می‌پیمود.

14. یک نمونه مشابه پرنده مدل بی. رایت در سال 1987 در هوا دیده می‌شود. مدل اصلی آن یک موتور 4 سیلندر رایت داشت و پهنای بالش 11.88 متر است.

15. این افراد در یکی از هواپیماهای نامعلوم رایت در لوس‌آنجلس در ژانویه 1911 نشسته‌اند. ستوان میرون کریسی در سمت چپ، قاصدی را در دست دارد که خبر از آمدن هواپیماهای جنگی می‌دهد: یک بمب جنگی.

+ نوشته شده توسط siavash در 2010/11/14 و ساعت 6:29 PM |


Powered By
BLOGFA.COM